تذكر لطفا كساني كه اين وبلاگ را لينك كرده اند اسم لينك وبلاگ را به $$$$Agna2 $$$$ تغيير دهند . در ايام سوگواري از آهنگ هاي شاد استفاده نكنيد . لطفا بازديد كنندگان نظرات خود را بنويسند ودر قسمت نظر سنجي شركت نمايند.- 
گیم "لطیفه "اخبار"کد تقلب"تبلیغات"عکس"آموزش
|
About Me
من یه بچه ترکم به این هم افتخار می کنم من عاشق بازی های Devil may cry هستم My Blog
My Archive
My Categories
Daily Links
Friends Link
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست مثل آبي مثل دريا پخش مستقيم فوتبال XXXXX TIGER XXXXX نطري ز ماهرويان ادبيات وفرهنگ وبلاگ سوالات کامپیوتر و برنامه نویسی جوك حديث جان عکس کلیپ عکسهای خنده دار بارانی باید كلبه شيشه اي هيچ و پوچ جوجه اردك زشت افزايش آمار سايت مقصد منتظران مهدي 2Li هرماینی(ساناز) كركره خنده !!! world of 5 unique artists اذر بلاگ شش امتیاز کسر شده باز هم قهرمان شده مهران ده نمکی Template By
|
در مورد وبلاگ
تذكر لطفا كساني كه اين وبلاگ را لينك كرده اند اسم لينك وبلاگ را به $$$$Agna2 $$$$ تغيير دهند . در ايام سوگواري از آهنگ هاي شاد استفاده نكنيد . لطفا بازديد كنندگان نظرات خود را بنويسند ودر قسمت نظر سنجي شركت نمايند.-
+ نوشته
شده در ساعت 18:24 توسط علی
انواع کد برای وبلاگ
توجه!!! برای بازدید از تمام وبلاگ لطفاً کمی صبر کنید.
اینم کد آهنگ سوسولایه قیصر کد آهنگ خوبی دیگه تموم شده از داریوش شهریاری کد آهنگ عاشق شدم بنیامین
کد یه آنگ از بلکتس
کد یه آروم برای دوست عزیز مهدی خیلی (قشنگه) کد آهنگ پری آسمونی از بلک کتس :: کد آهنگ چنگ دل از کویتی پور ( خیلی قشنگ )
:: کد آهنگ حضرت رقیه از طاهری :: کد آهنگ حس غریب از علی لهراسبی :: کد آهنگ گل یاس از شادمهر عقیلی :: :: کد آهنگ میمیرم برات :: کد آهنگ در سرزمین مقدس ( بدون کلام ) از یانی :: کد آهنگ ناجی از فرمان فتحعلیان ( خیلی قشنگ) :: کد آهنگ فیلم بوی پیراهن یوسف :: کد آهنگ مهتاب از مجید اخشابی :: کد آهنگ عشقولانه از گروه برره ( دی جی پویا )
کد آهنگ من بیشتر از شهیاد :: کد آهنگ خیلی بد شد از مهدی مقدم :: کد آهنگ ایران ایران از آرش :: کد آهنگ کما از رضا صادقی :: کد آهنگ گل یاس از شادمهر عقیلی
:: کد آهنگ از اون بالا کفتر می آید از شهاب تیام :: کد آهنگ فریاد از محمد رضا شجریان :: آهنگ دستم بگیر از فرامرز اصلانی
:: کد آهنگ بوسه ی باد خزونی از قمیشی :: کد آهنگ سلطان قلب ها برای مجید :: کد آهنگ من عاشق شما از رضا صادقی :: کد آهنگ تیتراژ پایانی زندگی به شرط خنده کد آهنگ تیتراژ پایانی مسابقه مردان آهنین :: کد آهنگ محله بنده نواز از مجید اخشابی
کد آهنگ بدون کلام از ریچارد کلایدرمن
:: کد یکی از آهنگ های ریکی مارتین :: کد آهنگ نگاه پنجره از شادمهر کد آهنگ آدم فروش از شادمهر :: کد آهنگ جان مریم از شادمهر ( بدون کلام ) :: کد آهنگ پر پرواز از شادمهر :: کد آهنگ گل یاس از شادمهر عقیلی :: کد آهنگ پل عاطفه از شادمهر :: کد آهنگ هزار و یک شب از شادمهر :: کد آهنگ وقتی که گفتی نرو از شادمهر :: کد آهنگ حدیث مهربونی از شادمهر :: آهنگ آتیش پاره از محسن یگانه
:: کد آهنگ دلمو بردی از محسن یگانه
کد آهنگ کدوم شانس از محسن يگانه :: کد آهنگ سنگ صبور از محسن چاوشی :: کد آهنگ گل سر از محسن چاوشی :: کد آهنگ عروس من از محسن چاوشی :: کد آهنگ ابرهای پاییزی از محسن چاوشی :: کد آهنگ خودکشی از محسن چاوشی
| |||||||||||||||
کد دوربین زنده کربلا
IEبه خودش گزارش دهیدنشان دادن ورژن
نوشتن پيام در نوار وضعيت به صورت تايپي
يك ماشين حساب كوچك
منوي انتخاب روز در يك ماه
نمايش يك صفحه با كليك بر روي يك دكمه
اين كد نفراتي كه در وبلاگ شما حاظر هستند رو نشون ميده
يك ماشين حساب بزرگ
گزاشتن بازي ايكس1 در وبلاگ
باعث به حركت در آمدن متن نوار تيتل ميشه
مخفي كردن جاوا اسكريپ از دست مرورگرهاي قديمي
رنگ وبلاگ به آرومي عوض
غير فعال كردن كلي نوار وضعيت
غير فعال كردن نوار تصوير در اينترنت اكسپلورر
كد موتور جستجو گر
درج صفحه در قسمت علاقه منديهاي
درايو سي بازديد كننده ديده ميشه
اين كد باعث ميشه وبلاگ شما صفحه اصلي بازديد كننده بشه
تيك زدن يا برداشتن آيتمها
شما چقدر سن داريد
حركت سريع متن در نوار وضعيت
با عث تغيير رنگ پس زمينه با يك دكمه ميشه
تنظيم رنگ توسط خود كاربر
تنظيم يك فيلد بر اساس فيلدهاي ديگر
کدتقلب وترینر وسیو بازی
در این وبلاگ به نویسنده احتیاج دارد برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ بالا مراجعه کنید
به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟ اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره! غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد! پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !" يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!! ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش. لطيفه هاي ملا نصرالديني علت جنگ شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري! راه گم كرده ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن مي كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است! كندن بال مگس ملا در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود! عقل سالم زن ملا به عقل خود خيلي مي نازيد و هميشه پيش شوهرش از خود تعريف مي كرد. روزي گفت: مردم راست گفته اند كه داراي عقل سالم و درستي هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به كار نمي بري به همين دليل سالم مانده است! ها، ها، ها ...! بيكاري به شرط چاقو درسينما در كلاس زيست شناسي دروغگوها غربت احوال پرسي وارونه لاف زني مسابقه فوتبال راننده ناشي آرزوي كودكي اسب پوست موز آرزوها امتحان تاريخ ها، ها، ها ...! مسابقه استدلال منطقي! خواب و خوراك! بيماري در كلاس فيزيك نظر يادتون نره! اگر اين وبلاگ كمي كاستي دارد به ما يادآور شويد تا آن را برطرف كنيم. ها ها ها...! در كلاس دستور دست يا زبان اسب با ادب ها ها ها... در همسايگي در كلاس فارسي پرحرفي در كلاس فيزيك نهايت ادب ها ها ها.... عموم قوه بينايي بيماري نام گذاري صرف فعل خوردن نظر يادتون نره ما منتظر نظرات شما هستيم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.»
اشتباه
يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»
پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»
دو شكارچي با هم صحبت مي كردند. اولي پرسيد:« اگر خرسي به تو حمله كند، چه مي كني؟»
دومي: «با تفنگ شكارش مي كنم.»
اولي: « اگر تفنگ نداشته باشي، چه؟»
دومي:« مي روم بالاي درخت.»
اولي:« اگر آنجا درخت نباشد، چي؟»
دومي: «خب، پشت يك صخره پنهان مي شوم.»
اولي: «اگر صخره نبود، چه؟»
دومي:« توي گودالي دراز مي كشم.»
اولي: «اگر گودال هم نبود؟»
در اين موقع، شكارچي دوم عصباني شد و گفت: «داداش! بگو ببينم، تو طرفدار مني يا خرسه؟!
شبي ملانصرالدين خواب ديد كه كسي ۹ دينار به او مي دهد، اما او اصرار مي كند كه ۱۰ دينار بدهد كه عدد تمام باشد. در اين وقت، از خواب بيدار شد و چيزي در دستش نديد. پشيمان شد و چشم هايش را
پدر:« پسر جان! وقتي من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمي گفتم.»
پسر:« پدرجان! ممكن است بفرماييد كه دروغگويي را از چه سني شروع كرديد؟»
يك نفر خودش را به موش مردگي مي زند، گربه مي خوردش.
پزشك:« متأسفانه چشم شما دوربين شده.»
بيمار: «آخ جان! پس مي توانم يك حلقه فيلم بيندازم توش و چند تا عكس بگيرم.»
معلم:« بگو ببينم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقي دارد؟»
دانش آموز:« اجازه! برق آسمان مجاني است، ولي برق خانه ما پولي است.»
اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:
« اين جا چهار راه سعدي است؟»
شاگرد راننده گفت:« نخير، اين جا ستون فقرات بنده است.»
مردي به مطب پزشك رفت و گفت: «آقاي دكتر! چند وقتي است كه بيماري فراموشي گرفته ام. چه كار كنم؟»
پزشك:« اول بهتر است تا فراموش نكرده اي، ويزيت مرا بدهي.»
معلم:« ناصر! اگر حميد ۵ تا مداد داشته باشد و ۳ تاي آن را به رضا بدهد، چند تا مداد برايش مي ماند؟»
ناصر:« آقا اجازه! ما حميد را نمي شناسيم و كاري هم به كارش نداريم
پسري به پدرش گفت:« پدرجان! يادتان هست كه مي گفتيد اولين دفعه كه ماشين پدرتان را سوار شديد، ماشين را درب و داغان برگردانديد خانه؟»
پدر: «بله پسرم!»
پسر: «باز هم يادتان هست كه هميشه مي گوييد تاريخ تكرار مي شود؟»
پدر:« بله پسرم!»
پسر: «خب، امروز بار ديگر تاريخ تكرار شد.»
از مردي پرسيدند: «كباب را چطور مي پزند؟»
مرد جواب داد:« از آشپزي سررشته ندارم. آن را درست كنيد، خوردنش را به شما ياد مي دهم.»
مشتري: « اين كت چند است؟»
فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.»
مشتري: « واي! اون يكي چي؟»
فروشنده: « دو تا واي!»
روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي كند.»
شخص عيادت كننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»
يك روز مادري به فرزندش گفت: «دخترم! اسفناج بخور كه خيلي خاصيت دارد. آخر اسفناج آهن دارد.»
دختر او جواب داد:« مادر جان! تازه آب خورده ام، نكند زنگ بزند!»
بيمار:« آقاي دكتر! انگشتم هنوز به شدت درد مي كند!»
دكتر: «مگر نسخه ديروز را نپيچيدي؟»
بيمار: «چرا، پيچيدم دور انگشتم، ولي اثر نداشت!»
شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.
در عكاسي
عكاس:«دوست داريد عكستان را چگونه بگيرم؟»
مشتري:«مجاني!»
مردي بادكنك فروشي باز كرد، اما بعد ازمدتي ورشكست شد، چون بادكنك هايش را به شرط چاقو مي فروخت.
در كلاس فارسي
معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟
دانش آموز:« اجازه! حرف اضافه.»
اولي:«ببخشيد شما روي صندلي من نشسته ايد.»
دومي:«مي تواني حرفت را ثابت كني؟»
اولي:«بله!چون بستني قيفي ام راروي آن جا گذاشته بودم.»
معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.»
سعيد:«قورباغه و برادرش.»
اولي: «يك روز توپم را شوت كردم، رفت كره ماه، خورد توي سر يك نفر و برگشت.»
دومي: «عجب! پس آن توپي را كه خورد توي سرم تو شوت كرده بودي؟
يك نفر مي خواهد برود خارج و با خودش سه كيلو قند مي برد. از او مي پرسند:« اينها را كجا مي بري؟»
مي گويد:« آخر شنيده ام غربت تلخ است.»
اولي: «حالت چه طور است؟»
دومي:« خوب است. تازه موكتش كرده ام.»
فردي ميخي را سروته روي ديوارگذاشته بود و مي كوبيد. ميخ در ديوار فرو نمي رفت. ديگري كه شاهد اين ماجرا بود، گفت: «چه كار مي كني؟ اين ميخ كه براي اين ديوار نيست. اين ميخ براي ديوار روبه روست.»
روزي يك شخص لاف زن با يك آدم قوي هيكل دعوايش مي شود. قبل از هر حركت لاف زن، مرد قوي هيكل چند تا مشت به او مي زند و پرتش مي كند. آدم لاف زن در حالي كه نفسش بالا نمي آيد، به جمعيتي كه مشغول تماشا هستند مي گويد: «شما مي گوييد چه كارش كنم؟»
ناظم:« چرا اين قدر دير به مدرسه آمدي؟»
دانش آموز:« آقا اجازه! من داشتم خواب يك مسابقه فوتبال مي ديدم. چون بازي به وقت اضافه كشيد، ناچار شدم خواب بمانم تا نتيجه آن معلوم شود.»
در كلاس علوم
معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يك صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»
شخصي كه تازه ماشين خريده بود به تعميرگاهي رفت و به مكانيك گفت: «آقا، لطفاً ببينيد اين ماشين چه اشكالي دارد كه مدام به درو ديوار مي خورد.»
نظر يادتون نره!!!!
اولي: تا به حال به هيچ كدام از آرزوهاي دوران كودكي ات رسيده اي؟
دومي: بله، وقتي بچه بودم و مادرم موهايم را شانه مي كرد، آرزو داشتم كچل بشوم!
اسب كشاورزي را دزد برده بود. يكي گفت: «تقصير خودت بود كه اسب را خوب نبستي.»
ديگري گفت: «تقصير پسرت بود كه در طويله را باز گذاشته بود.»
كشاورز گفت: «همه تقصيرها از ماست. دزد بيچاره هيچ گناهي ندارد!»
يك نفر پوست موزي روي زمين مي بيند و مي گويد: «اي واي! باز هم بايد بيفتيم!»
يك روز به يك نفر مي گويند: «سه تا آرزو كن.»
- اول يك ماشين پژو ۲۰۶ پيدا كنم؛ بعد يك ۲۰۶ ديگر پيدا كنم؛ سومين آرزويم هم اين است كه يك ۲۰۶ پيدا كنم.
- چرا هر سه تا آرزويت يكي بود؟
- براي اين كه اين سه تا را بفروشم و يك ماكسيما بخرم.
معلم تاريخ: آهاي! تو كه با آن قد بلندت ته كلاس ايستاده اي و بر و بر من را نگاه مي كني، بگو اسكندر مقدوني كه بود.
- نمي دانم.
- چه كسي ناصر الدين شاه را كشت؟
- نمي دانم.
- پس با اين وضع چطور مي خواهي امتحان تاريخ بدهي؟
- من كه نمي خواهم امتحان بدهم. آمده ام بخاري كلاس را تعمير كنم.
قدرت
اولي: پدر من با يك دست، هر اتومبيلي را كه بخواهد مي تواند نگه دارد؟
دومي: دروغ نگو! مگر ممكن است؟
اولي: آخه پدر من افسر اداره راهنمايي و رانندگي است.
اولي: چرا اسب تو توي مسابقه برنده نشد؟
دومي: چون اسب من خيلي
با ادب است، به اسب هاي ديگري مي گويد: اول شما بفرماييد.
قاضي: مرد حسابي، چرا از ديوار مردم بالا مي روي؟
دزد: خب براي اينكه درهاي خانه هايشان بسته است!
اولي: ديشب خواب ديدم يك ظرف ماكاروني خورده ام.
دومي: براي همين است كه بلوز دستبافت نصف شده است!
يك نفر مي رود مطب دكتر و مي گويد: «آقاي دكتر، مشكل من اين است كه كسي مرا تحويل نمي گيرد!»
دكتر مي گويد: «مريض بعدي!»
معلم از دانش آموز پرسيد: جسم شفاف چه جسمي است؟
دانش آموز جواب داد: جسمي كه نور از آن عبور كند.
معلم: دو تا مثال بزن!
دانش آموز: نردبان، غربال.
معلم به دانش آموز :«يك جمله بگو در آن چاي باشد.»
دانش آموز :«اجازه ! قوري.»
روزي سه نفر در مورد مشكلات خود صحبت مي كردند.
اولي گفت: وقتي پاي پله
مي ايستم، نمي دانم بايد بالا بروم يا پايين؟
دومي گفت: وقتي جلو يخچال مي ايستم، نمي دانم در يخچال را ببندم يا باز كنم؟
سومي گفت: خدا را شكر كه من اين قدر دچار فراموشي نيستم. براي اين كه چشم نخورم، به در چوبي مي زنم و بعد مي گويم: «كي در مي زند؟!»
علت
اولي: چرا دستت شكسته
است؟
دومي: ديروز روي ديوار راه مي رفتم كه يك دفعه ديوار تمام شد و افتادم.
معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت كمك نمي گيري؟
دانش آموز: آخر او از دست شما دلخور است.
معلم: از دست من، چرا؟
دانش آموز: چون شما هفته قبل به انشاي او نمره بدي داديد!
شكارچي اول: ببين چه كبك زيبايي شكار كرده ام.
شكارچي دوم: اين كه كلاغ است نه كبك.
شكارچي اول: نه ديروز برادرش را زدم، امروز او لباس سياه پوشيده است!
مادر: پرويز جان، مگر زبان نداري كه دستت را دراز مي كني وسط سفره؟
پرويز: زبان دارم ، ولي زبانم به وسط سفره نمي رسد!
اولي: چرا اسب تو در مسابقه برنده نشد؟
دومي: چون اسب من خيلي با ادب است و به بقيه اسب ها مي گفت اول شما بفرماييد
محسن به همسايه اش گفت: «جلوي اين سگت را بگير! امروز جوجه ما را خورده است.»
همسايه او با خوشحالي گفت: «خوب شد گفتي كه ديگه امروز بهش غذا ندهم.»

معلم به دانش آموز: ساعت را بخش كن!
دانش آموز: اول سا دوم عت.
معلم: صداشو بكش!
دانش آموز: تيك تاك! تيك تاك!
اولي: ببخشيد با حرف هايم سرشما را درد آوردم.
دومي: نه اختيار داريد. من حواسم جاي ديگر است.

دبير فيزيك: اگر بخواهيم ساختماني را سيم كشي كنيم و لامپ هاي اتاق را به طور انشعابي ببنديم، چه مي كنيم؟
دانش آموز: اجازه آقا! سيم كش مي آوريم.
دكتر: آقا جان! بفرماييد بيماري شما چيست؟
بيمار: هر چه شما صلاح
بدانيد.
شعبده بازي
پسر: بابا ديدي توي سيرك چطور شعبده باز دستمال را تبديل به گل كرد؟ چقدر شعبده باز ماهري بود!
پدر: اگه اين طوره پسرم، خودت هم شعبده باز ماهري هستي چون به راحتي يك دسته اسكناس را تبديل به يك توپ مي كني!

اسب بخار
مردي در هواي سرد، اسبي را ديد كه از بيني اش بخار بيرون مي آمد.
با خود گفت: فهميدم، پس اسب بخار كه مي گويند همين است!

اولي: با عمويت كجا مي روي؟
دومي: او را مي برم فروشگاه محله مان؛ چون آن جا نوشته «خريد براي عموم آزاد است!»

اولي: آيا به نظر تو هويج باعث تقويت قوه بينايي مي شود؟
دومي: بله، قطعاً؛ چون تا به حال خرگوشي نديده ام كه عينك زده
باشد!

اولي: من يك پسر دارم كه هر روز بيشتر شبيه من مي شود؟
دومي: اگر وقت داري ببر دكتر تا جلوي اين بيماري را بگيرد!

اولي: اسم پسرت را چه گذاشتي؟
دومي: سامان.
اولي: سيمان بگذاري بهتر است، سنگين تر است!

معلم: سعيد فعل خوردن را صرف كن!
سعيد: آقا اجازه! با قاشق و چنگال؟
مجموعه تفنگ 1 LXGIWYL مجموعه تفنگ 2 KJKSZPJ مجموعه تفنگ 3 UZUMYMW كپسول پرواز ROCKETMAN چترنجات AIYPWZQP Infinite Ammo, No Reload WANRLTW Hitman In All Weapon Stats NCSGDAG Full Weapon Aiming While Driving OUIQDMW 25000پول HESOYAM سلامتی نامحدود BAGUVIX دو ستاره شدن OSRBLHH کم شدن ستاره ASNAEB 6ستاره شدن LJSPQK Never Wanted AEZAKMI Adrenaline Mode MUNASEF بیشتر شدن ارتفاع پرش KANGAROO Mega Punch IAVENJQ Never Get Hungry AEDUWNV اکسیژن نا محدود CVWKXAM چاق شدن BTCDBCB لاغر شدن KVGYZQK بدنسازی JYSDSOD حد اکثر احترام OGXSDAG جذب دختر EHIBXQS Gang Members Everywhere MROEMZH گانگسترها خیابان را کنترول کنند BIFBUZZ تانک AIWPRTON ماشین ویژه1 CQZIJMB پاترول معمولی JQNTDMH ماشین مسابقه1 PDNEJOH ماشین مسابقه2 VPJTQWV ماشین نعش کش AQTBCODX ماشین ویژه2 KRIJEBR ماشین حمل زباله UBHYZHQ ماشین گلف RZHSUEW جت جنگی JUMPJET قایق KGGGDKP هلی کوپتر جنگی OHDUDE موتور چهار چرخ AKJJYGLC 18چرخ AMOMHRER لودر EEGCYXT جت معمولی URKQSRK پاترول لاستیگ پهن AGBDLCID منفجر شدن ماشین ها CPKTNWT فقط چرخ ماشین ها پیدا باشد XICWMD Perfect Handling PGGOMOY All green lights ZEIIVG Aggressive Drivers YLTEICZ تمام ماشین ها صورتی شوند LLQPFBN تمام ماشین ها IOWDLAC Boats fly AFSNMSMW Traffic is Cheap Cars BGKGTJH Traffic is Fast Cars GUSNHDE پرواز ماشین ها RIPAZHA Huge Bunny Hop JHJOECW Smash n' Boom JCNRUAD All Cars Have Nitro COXEFGU Cars Float Away When Hit BSXSGGC Reduced Traffic THGLOJ Traffic is Country Vehicles FVTMNBZ Taxis Have Nitrous VKYPQCF Max All Vehicle Skill Stats VQIMAHA
Peds Attack Each Other, Get Golf Club AJLOJYQY Have a bounty on your head BAGOWPG Everyone is armed FOOOXFT خود کشی SZCMAWO Elvis is Everywhere BLUESUEDESHOES Peds Attack You With Weapons, Rocket Launcher BGLUAWML Beach Party CIKGCGX Ninja Theme AFPHULTL تبدیل شدن به بتمن BEKKNQV Riot Mode IOJUFZN هوای گرم PRIEBJ Recruit Anyone (9mm) SJMAHPE Country Vehicles and Peds, Get Born 2 Truck Outfit BMTPWHR Recruit Anyone (Rockets) ZSOXFSQ
|
Sunny |
AFZLLQLL |
|
شب ابری |
ICIKPYH |
|
هوای صاف |
ALNSFMZO |
|
هوای بارانی |
AUIFRVQS |
|
هوای طوفانی |
CFVFGMJ |
|
Thunderstorm |
MGHXYRM |
|
هوای مه آلود |
CWJXUOC |
|
Faster Clock |
YSOHNUL |
|
Faster Gameplay |
PPGWJHT |
|
Slower Gameplay |
LIYOAAY |
|
نیمه شب |
XJVSNAJ |
|
عصر |
OFVIAC |
|
حداکثر جاذبه دخترها |
HELLOLADIES |
|
اسلحه نا محدود |
FULLCLIP |
|
کپسول پرواز |
YECGAA |
|
تمام ماشین ها نیتروژن دار می شوند |
SPEEDFREAK |
|
به جای مردم نینجا باشند |
NINJATOWN |
|
حد اکثر توانایی در اصلحه |
PROFESSIONALKILLER |
|
زیاد شدن سرعت بازی |
SPEEDITUP |
|
حداکثر نیروی عضله |
BUFFMEUP |
|
پرواز قایق |
FLYINGFISH |
|
حد اکثر مهارت ماشین |
NATURALTALENT |
|
ترافیک کمتر |
GHOSTTOWN |
|
JYSDSOD |








Pes6

Resident Evil4

WarCraft3

Soccer Manager

igi
Age of Empires 3

Harry Potter

Tomb Raider 3

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه / صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم
هر یک بدتر از دیگر شوریده و دیوانه
جانا به خرابات تا لذت جان بيني
جان را چه خوشي باشد بي صحبت جانانه
هر گوشه یکی مستی دستی زده بر دستی
وان ساقی سر مستی با ساغر شاهانه
ای لولی بربط زن تو مست تری یا من
ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه
از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد
در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه
چون کشتی بی لنگر کژ میشدمژ می شد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه
گفتم که رفیقی کن با من که منت خویشم
گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه
گفتم زکجایی توتسخرزدوگفت
ای جان نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه
نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل
نیمیم لب دریا نیمی همه در دانه
من بی دل و دستارم در خانه خمارم
یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه
تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می
زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه
جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی
جان را چه خوشی باشد بی صحبت جانانه
مولانا
زليلائي شنيدم يا علي گفت به مجنوني رسيدم يا علي گفت مگر اين وادي دارالجنون است كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت نسيمي غنچه اي را با ز مي كرد به گوش غنچه كم كم يا علي گفت چمن با ريزش باران رحمت دعائي كرد واو هم يا علي گفت يقين پروردگار آفرينش به موجودات عالم يا علي گفت دمي كه روح در آدم دميدند زجا برخواست ويا علي گفت چو نوح از موج و طوفان ايمن خواست توسل جست و هردم يا علي گفت زبطن حوت يونس گشت آزاد ز پس در ظلمت يم يا علي گفت عصا در دست موسي اژدها شد كليم آنجا مسلم يا علي گفت نمي شد زنده جان مرده هرگز يقين عيسي ابن مريم يا علي گفت نزول وحي چون فرمود سبحان ملك در اولين قدم يا علي گفت علي در كعبه بر دوش پيغمبر قدم بنهاد وآن دم يا علي گفت رسول الله شنيد از پرده غيب نداي آمد وآن هم يا علي گفت مگر خيبر زجايش كنده مي شد يقين آنجا علي هم يا علي گفت علي را خنجر كاري نمي شد گمانم ابن ملجم هم يا علي گفت
درويش علي علي صفت گردد پروانه ي شمع معرفت گردد آماج هزارگونه نيرنگم اميري فقيرانه شبگرد کو نگاهش پر از شعر وآينه بود کجايند دستان مشکل گشا باده از خم خانه مولا بريز زانكه دوشم داده اي افزون بده مي چكد نام تو از لبهاي من كربلايي كن سرانجام مرا فاش مي گويم كه كوفي نيستم هيچ دندان لب نزد بر نان جو هيچ درويشي حکيمي جز تو نيست مردم دور از حقيقت را ببين سرخوش از شهد ولايت نيستند کام خود را تحت نامت خواستند يوسف ما را به چاه انداختند وقت جان بازي به کنج خانقاه صلح آمد لاله ي پرپر شدند بهر قتلت تيغ زرين بسته اند راه اقيانوس را گم کرده اند شرحي از زلف پريشانت بگو تا بجويد ذره اي خورشيد را مشتهاي کوفيان را باز کن بنگر اين چشم نياز آلوده را آن بيابان عطش غالب کجاست سنگ طاقت زا ببندم بر شکم زخم تنهايي فساد انگيز شد کين چنين بر آب و آتش مي زنم مرحم زخم بني آدم کجاست ? يوسفي اما زليخاي تو کيست? کيسه نان و رطب بر دوش کيست? بر يتيمان من امدادي کند? گرم سازد خانه هاي سرد را شيوه رندي و شب گردي چه شد? آب تنها در ميان کوزه نيست تا در او جوشد شراب معرفت از لب قرآن ناطق گوش کن صوت اوصيکم به تقوي الله را تا شوي آگاه بر اسرار خم بي نياز از هر چه هستي مي کند گر قلندر نيستي شب گرد باش دور کن از بي کسان دل واپسي چشم خود بر بند و بالي باز کن ما گرفتار کدامين هيئتيم؟ پاسخ سائل "ولا تَنهُر" بود شيعه يعني جود و انفاق و عطا "يُنفِقون" بنيوش و در انفاق كوش "لَن تَنالوا البر حتي تُنفِقوا" در هجوم اهرمن ها مانده ايم مردم سر در گريبان را ببين زخم هاي کهنه را مر حم بزن اشک ها از ديده رنگين مي روند ا شکها را گرم در آغوش گير دار بر پا کن که حلاج توام يا به رقص آيم مسيحايي کنم گام ديگر بر سر گردون زنم سر نهم بر دامن اولاد تو از حجاز و کوفه تا شام وحلب شيعه يعني يک بيابان بي کسي غربت صد ساله بي دلواپسي شيعه يعني هجرت از من تا به او بارش ابر کرامت بر غدير شيعه يعني انحناي ذوالفقار ياد کن از آتش و دست عقيل شمع بيت المال را خاموش کن يا به روز جنگ عذر آوردن است روي مولا را به رويا ديدن است؟ هر که مولا را نبيند شيعه نيست واليان مسند اشرافيت چون ولي را تحت فرمان نيستيد پرده بر ميدارم از کار شما جمع کي ميگردد از رزق حلال؟! زنگ مرگ و قاتل جان شماست مرغ اما مرغ دريايي شويد موج برخيزد به بالا مي رود خاک را غرق بهاران ميکند روز و شب در بند مشتي دانه است غافل از قصاب صاحب خانه ايد ني سخن از بيش واز کم ميزند گفتمش در کوچه هاي بي شهيد بر سر سجاده هاي بي نماز سوز و اشک و آه و واويلا کجاست؟ بوي اشک و آتش و خون مي دهد در پي ليلي مي اندازد مرا هفت بندم بند از بندم گسيخت گشته ام در بين اشباء الرجال! يا به روي غربتم در واکند جز علي مردي سراپا درد نيست شيعه را تا از خطر آگاه کرد حکمتش جز امر بالمعروف نيست شيعهء بي امر و بي نهي ابتر است پرچم خون رنگ عاشورا چه شد؟ شيعه را از خواب خود بيرون کشد؟ شيعه يعني غربت و رنج و بلا بس کن اين يا ليتني کنت معک! ظهر عاشوراست شور مرگ کو؟ لم تقولون ما لا تفعلون يک نيستان تک نوازي با خدا شيعه طوفان مي کند در كاف و نون شيعه يعني زاهد شب، شير روز شيعه يعني تيغ عريان در نبرد از مسلماني فراتر رفتن است مي برد سرهاي ما را روي ني شيعه را در خون روايت ميکند شيعه يعني يک تپش عصيان و خون خط سوم را به خون کامل کند کربلا بارزترين منظور ماست يک نيستان تک نوازي با خدا شيعه غوغا ميکند در کاف و نون شيعگي يعني قيام کربلا ور نه از غم، بلبلي خاموش نيست روز و شب از کربلا دم ميزنند يادي از غوغاي اصغر ميکنند بي کس و بي يار و ياور مانده اي اصغرم، اما نه اصغر نيستم سجده ي شکري بر اين سجاده کن خيز و اين قنداقه در آغوش گير بر سر نعش شهيدانم ببر آب ميخواهم ولي آب حيات تيغ آن نامرد احياي من است آخرين ققنوس را پرواز داد خواب زينب را چه خوش تعبير کرد کربلا مي مرد اگر زينب نبود شيعگي مي مرد اگر زينب نبود مرحم زخم تکاپوهاي من اولين بيمار چشمت مصطفي در تو جاري رستخيز مرتضي کرسي و لوح و قلم در دست توست کوله بارت را سبکتر کرده ام ! دست بگشا سايه افشان بر سرم شيعه يعني راس خونين در تنور شيعه يعني تشنگي در شط آب خيمه ها از آه و آتش آب شد کودکم بي تاب شد فرياد کرد شد ز تير کين گلويش آبکش مشک آبش بر زمين افتاده است کز صبوي تيغ سر مست آمدست؟ تيرها را ديد و پيشاني گشاد؟ کيست اين ساقي که بر خود پا گذاشت؟ آب را در حسرت لبها گذاشت چشم من با خيمه ها در گفتگوست گر گرفتي اشک را از من مگير ! کز غم بي آتشي افسرده است اشک ميشويد غبار از چشم دل غرق در خون کن تماشاي مرا و اي سکوت آلوده فرياد جلي! همدم زهرا به شبهاي کبود ! در رکاب ناقه ي زينب ببار خط سوم را به خون کامل کند کربلا بارز ترين منظور ماست بر سر ني جلوه رنگين کمان صوت اني لا اري الموت تو را وز شميمش کربلا ايجاد شد تاب گيسوي پريشان تو بود در نيستان آتش اندازي کند ناله بر دوش جرس افتاده است در غل و زنجير مي افتد به راه تا بگويد سر بيعت با غدير شيعه يعني رأس خونين در تنور شيعه يعني تشنگي در شط آب مي کشد بر دوش خود چهل سال دار سر نهد برخاک پاي اهل بيت ترک جان گويد به تصديق امام جرعه نوش از باده جام بلاست مي نهد فرزند بر دامان نيل اکبر اوييم و او ليلاي ماست شيعه يعني تيغ بيرون از نيام !
مولامددي که سخت دلتنگم
علي رفت چون او ابر مرد کو
اميري که دستش پر از پينه بود
کجايند مردان بي مدعا
ساقي امشب باده از بالا بريز
باده اي بيرنگ و آتشگون بده
اي انيس خلوت شبهاي من
محو كن در باده ات جام مرا
يا علي درويش و صوفي نيستم
ليک مي دانم که جز دندان تو
يا علي لعل عقيقي جز تو نيست
لنگ لنگان طريقت را ببين
مست ميناي ولايت نيستند
خيل درويشان دکان آراستند
خلق را در اشتباه انداختند
کيستند اينان رفيق نيمه راه
فصل جنگ آمد تما شا گر شدند
دل به کشکول و تبر زين بسته اند
موج ها از بس تلاطم کرده اند
موجها را مي شناسي مو به مو
بازکن ديباچه توحيد را
يا علي بار دگر اعجاز کن
باز کن چشمان نازآلوده را
باز گو شعب ابي طالب کجاست
تا ز جور پيروان بوالحکم
تشنگي در ساغرم لب ريز شد
آتشي افکند بر جان و تنم
تاول ناسور را مرحم کجاست?
مرحم ما جز تولاي تو نيست
شاهد اقبال در آغوش کيست?
کيست آن کس کز علي يادي کند?
دست گيرد کودکان شهر را
اي جوان مردان جوان مردي چه شد?
شيعگي تنها نماز و روزه نيست
کوزه را پر کن ز آب معرفت
حرف حق را ازمحقق گوش کن
گوش کن آواز راز شاه را
بعد از او بشنو و "نز من امرکم"
خم تو را سر شار مستي مي کند
هر چه هستي جان مولا مرد باش
سير کن در کوچه هاي بي کسي
اي خروس بي محل آواز کن
شد زمين لبريز مسکين و يتيم
با يتيمان چاره " لا تَقهَر" بود
دست بردار از تکبر و ز خطا
باده "مِما رَزُقناهُم" بنوش
هم بنوش و هم بنوشان زين سبو
يا علي امروز تنها مانده ايم
يا علي شام غريبان را ببين
گردش گردونه را بر هم بزن
مشک ها در راه سنگين مي روند
مشکها ي خسته را بر دوش گير
حيدرا يک جلوه محتاج توام
جلوه اي کن تا که موسايي کنم
يک دوگام از خويشتن بيرون زنم
گام بردارم ولي با ياد تو
شيعه يعني شرح منظوم طلب
شيعه يعني صد بيابان جستجو
شيعه يعني دست بيعت با غدير
شيعه يعني عدل و احسان و وقار
از عدالت گر تو ميخواهي دليل
جان مولا حرف حق را گوش کن
شيعگي آيا شکم پروردن است؟
شيعگي آيا فقط خوابيدن است؟
فاش ميگويم که مولايم علي است
اي خداوندان ملک عافيت
من يقين دارم مسلمان نيستيد
من در اين آشفته بازار شما
اي زراندوزان ، چنين وزر و وبال
اين تجمل ها که بر خوان شماست
اين دو روز عمر مولايي شويد
مرغ دريايي به دريا مي رود
آسمان را نور باران ميکند
ليک مرغ خانگي در خانه است
تا به کي در بند آب و دانه ايد
او ز تسليم و رضا دو ميزند
گفت فحشا در کجا آيد پديد؟
بي شهيدانند بي سوز و گداز
بي شهيدان را غم ليلا کجاست؟
کوچه ي ما بوي مجنون مي دهد
بوي مجنون مست ميسازد مرا
نام ليلي بردم آرامم گريخت
از جنوب و غرب، از شرق و شمال
کيست تا از مرگ من پروا کند
در تمام کوفه آيا مرد نيست؟
چون علي بايد که سر در چاه کرد
کربلا بر شيعه نا مکشوف نيست
امر بالمعروف نهي از منکر است
شيعيان! فرهنگ عاشورا چه شد؟
کيست تا پرچم به دوش خون کشد؟
گفت مولا کل ارض کربلا
شيعه بي درد! زخم بي نمک!
کربلا غوغاست ساز و برگ کو؟
ظهر عاشورا فاين تذهبون
شيعه يعني عشق بازي با خدا
شيعه يعني هفت خطي در جنون
شيعه يعني تندر آتش فروز
شیعه يعني شير يعني شير مرد
کار من بي پا و بي سر رفتن است
شهوت فرماندهان روم و ري
بشنو از ني چون حکايت ميکند
شيعه يعني سابقون السابقون
شيعه بايد آبها را گل کند
خط سوم خط سرخ اولياست
شيعه يعني عشقبازي با خدا
شيعه يعني هفت خطي در جنون
شيعه يعني نشئه ي جام بلا
کربلا گفتم کران را گوش نيست
بلبلان چه چه ز ماتم مي زنند
هر نظر بر غنچه اي تر ميکنند
گفت بابا! بي برادر مانده اي
گرتو تنهايي بگو من کيستم؟
خيز و اسماعيل را آماده کن
اي پدر حرف مرا در گوش گير
خيز و با تعجيل ميدانم ببر
تشنه ام اما نه بر آب فرات
آب در دست کمان دشمن است
آتش اقيانوس را آواز داد
خون اصغر آسمان را سير کرد
اي پرستار پرستوهاي من
اي زبان صدق و تصديق صفا
عصمت زهرا عزيز مرتضي
عصر عاشورا علم در دست توست
غنچه ها را گرچه پرپر کرده ام
ظهر عاشورا که زير خنجرم
شيعه يعني امتزاج نار و نور
شيعه يعني هفت وادي اضطراب
آب گفتم سينه ها بي تاب شد
آب گفتم تشنگي بيداد کرد
بر زبانش شعله ي آه و عطش
آفتاب از روي زين افتاده است
کيست اين ساقي که بي دست آمدست؟
کيست اين ساقي که در خون پا نهاد؟
مشک من لبريز آب و آبروست
اي خدا اين مشک را از من مگير
شيعه بي اشک شمع مرده است
نسبتي دارند با هم آب و گل
اشک! اي تصديق احمد در حرا
اشک! اي سر تسلاي علي!
اشک! اي آيينه ي بي تار و پود
اشک! اي آرام جان بي قرار
شيعه بايد آب ها را گل کند
خط سوم خط سرخ اولياست
شيعه يعني بازتاب آسمان
از لب ني بشنوم صوت تو را
يا حسين ، پرچم زلفت رها در باد شد
آنچه شرح حال خويشان تو بود
مي سزد ني نکته پردازي کند
صبر کن ني از نفس افتاده است
کاروان بي مير و بي پشت و پناه
مي رود منزل به منزل در کوير
شيعه يعني امتزاج نار و نور
شيعه يعني هفت وادي اظطراب
شيعه يعني دعبل چشم انتظار
شيعه بايد همچو اشعار کميل
يا پرستش وار در پيش هشام
مادر موسي که خود اهل ولاست
در تب پژواک بانگ الرحيل
نيل هم خود شيعه ي مولاي ماست
اين سخن کوتاه کردم والسلام
سيستم عامل ويندوز XP يكي ديگر از محصولات شركت مايكروسافت است كه در مدت كوتاهي توانست نظر بسياري از كاربران را به خود جلب كند، اين جلب نظر به خاطر امكانات بسيار جالبي از جمله سرعت بالا در كار با اينترنت، امنيت بيشتر و... است كه اين سيستم عامل در اختيار كاربران خود قرار مي دهد.
بسياري از كاربراني كه از سيستم عامل هاي ديگري مانند ويندوز 95 يا 98 يا ME يا SE استفاده مي كنند XP را هم جمع سيستم عامل خود اضافه كرده اند.
شما مي توانيد خيلي راحت و مانند نصب يك نرم افزار ساده XP را در كامپيوتر خود نصب كنيد. براي نصب XP ابتدا پس از تهيه CD مربوطه و مشخص كردن و انتخاب كردن درايوي كه مي خواهيد XP را در آن نصب كنيد، CD را داخل CD-ROM قرار دهيد صفحه ي نصب ويندوز به صورت AUTORUN يا خودكار ظاهر مي شود در غير اين صورت مي توانيد آن را از طريق پنجره My COMPUTER باز كنيد، به ياد داشته باشيد قبل از انجام هر كاري، اول شماره سريال ويندوز را در گوشه اي يادداشت كنيد، بعد از باز كردن صفحه نصب ويندوز انتخاب هاي متعددي در پيش روي شما قرار مي گيرد از جمله:
نصب ويندوز INSTALL WINDOWS XP
انجام وظايف اصلي PERFORM ADDITIONAL
بررسي برنامه هاي قديمي قابل اجراء در سيستم CHEK SYSTEM COMPATIBILITY
با انتخاب گزينه اول INSTALL WINDOWS XP كادر محاوره اي كوچكي به نام WINDOWS SETUP در مقابل شما ظاهر مي شود، در قسمت بالا و در سمت چپ اين كادر محاوره اي دو گزينه در اختيار شما قرار مي دهد:
ارتقاء درجه UPGRADE
نصب جديد NEW INSTALLATION
گزينه ي شماره 1 همان سيستمي را كه اكنون در حال استفاده از آن هستيد را به ويندوز XP ارتقاء مي دهد اما گزينه ي شماره 2 يك سيستم عامل جديد برايتان نصب مي كند، پس شما گزينه شماره 2 را انتخاب مي كنيد و دكمه ي NEXT را فشار مي دهيد، سپس توضيحاتي در مورد خود ويندوز و قراردادهاي آن است كه شما با انتخاب گزينه I ACCEPT THIS AGREEMENT و موافقت كردن در مرحله بعدي شماره ي سريالي را كه قبلا يادداشت كرده بوديد را از شما مي خواهد شماره را وارد و Next مي كنيد، اكنون وارد SETUP OPTIN مي شويد گزينه ي ADVANCED OPTION را انتخاب كنيد و قسمت دوم مسيري را كه ويندوز بايد طي كند يا همان درايوي را كه مي خواهيد ويندوزتان را در آن بريزيد را انتخاب كنيد:
WINDOWS/: نام درايو
مثل: H:/WINDOWS
و گزينه ي COPY ALL INSTALLATION FILE FROM SETUP CD را فعال كنيد، سپس دكمه ي NEXT را زده در مرحله بعدي يعني GEY UPDATE SETUP FILE روي گزينه دوم كليك كرده و آن را فعال مي كنيد، بعد از چند ثانيه ستوني در سمت چپ تصوير ظاهر مي شود كه در حال پر شدن است و در حال كپي كردن فايل ها و... در سمت راست هم جزئيات كارهايي كه در حال انجام است و توضيحاتي در مورد ويژگي هاي ويندوز و وسايل و امكانات آن نوشته مي شود، وقتي كار كپي كردن فايل ها به پايان رسيد كامپيوتر به طور خودكار براي اولين بار RESTART مي شود. بعد از آن كامپيوتر براي بالا آمدن دو انتخاب در مقابل شما قرار مي دهد انتخاب اول همين ويندوزي است كه تازه نصب شده و انتخاب دوم ويندوزي كه قبلا داشتيد البته چون فعلا براي اولين بار است كه وارد ويندوز تازه مي شويد و هنوز هم نصب به طور كامل انجام نشده است كامپيوتر خود به خود وارد همان گزينه ي اول كه ويندوز تازه است مي شود و ادامه ي كار نصب را دنبال مي كند. اكنون وارد محيطي تقريبا شبيه به محيط DOS شده ايد با فشردن دكمه F2 وارد مرحله بعدي شده و ENTER كنيد، سپس نام درايوي را كه مي خواهيد ويندوز در آن نصب شود را مي پرسد شما با انتخاب نام درايو مورد نظر از فهرست مذبور ENTER كرده و وارد مرحله ي بعد مي شويد اكنون در مرحله SETUP WILL INSTALL WINDOWS ON PARTION هستيد و در مقابل شما 6 وجود دارد روي گزينه ي ششم يعني: LEAVE THE CURRENT FILE SYSTEM INTACT رفته و ENTER كنيد؛ البته كامپيوتر معمولا به طورپيش فرض روي گزينه ي آخر يا همان گزينه ي ششم مي رود. ساير گزينه ها مربوط به تغيير دادن نوع پارتيشن شماست كه بسته به نوع كاربرد و امنيت مورد نياز تغيير مي كند كه براي يك كاربر معمولي همان گزينه ي ششم مناسب است.
در مرحله ي بعد از شما خواسته مي شود تا براي كپي شدن فايل ها كمي صبر كنيد، يك ستون زرد رنگ شروع به پر شدن مي كند و پس از اتمام اين كار كامپيوتر براي دومين بار RESTART مي شود بعد از بالا آمدن خود به خود روي XP رفته و صفحه ي آغازين ويندوز براي اولين بار به نمايش در مي آيد در اين مرحله ماوس هم به كار مي افتد در سمت چپ تصوير و خلاصه اي از كارهايي كه تا كنون انجام شده و در حال انجام شدن هستند را براي شما مي نويسد بعد از اين مرحله كادر محاوره اي ديگري به نام:
WINDOWS XP PROFESSIONAL SETUP در مقابل شما ظاهر مي شود كه تنظيمات مربوطه به زبان را مي پرسد البته اين تنظيمات از قبل به طور پيش فرض انتخاب شده است و در غير اين صورت مي توانيد آن را تغيير دهيد و NEXT كنيد و نام و نام سازمان را كه به دلخواه شما ست را وارد كرده و نامي هم براي كامپيوترتان انتخاب كنيد البته در اينجا در قسمت انتخاب زبان اگر مايل باشيد مي توانيد زبان فارسي را انتخاب كنيد تا زبان فارسي هم در ويندوزتان نصب شود يا به اصطلاح ويندوزتان فارسي شود.
در مرحله بعد از شما ADMINISTRATOR PASSWORD را مي خواهيد كه آن هم بنا به ميل شما اگر مي خواهيد براي ويندوز كلمه عبور در نظر بگيريد تا فقط خودتان بتوانيد وارد آن شويد مي توانيد آن را هم وارد كنيد در غير اين صورت بدون وارد كردن چيزي فقط OK كنيد. صفحه ي بعد پيش كد شهر يا شهرستان محل سكونت شما براي برقراري ارتباط با اينترنت است كه پس از وارد كردن در دومين محل يعني AREA CODE، NEXT مي كنيد و سيستم را بنا به تن يا پالس بودن سيستم تلفن تان تغيير مي دهيد. در مرحله مربوط به تنظيمات تاريخ و زمان است و مرحله بعد از آن مربوط به نصب لوازم مربوط به شبكه يا INSTALLING NETWORKS است و كارهايي از جمله REGISTERING COMPENENTS و... را انجام مي دهد.
پس از انجام اين كارها كامپيوتر براي سومين بار RESTART مي شود و پس از روشن شدن در مقابل شما دو گزينه قرار مي گيرد:
MICROSOFT WINDOWS XP PROFESSIONAL سيستم عامل جديد
MICROSOFT WINDOWS 95/98/SE/ME سيستم عاملي كه قبلا روي كامپيوتر شما نصب بود
با انتخاب اولين گزينه وارد ويندوز تازه مي شويد در ابتدا XP براي ورود اولين بار به داخل اين محيط به شما خوش آمد گويي مي كند و چند سوال هم در مورد ارتباط با اينترنت از شما مي پرسد كه با جواب دادن به اين سوالات وارد مرحله بعدي يعني ورود به DESKTOP مي شويد، و مي توانيد برنامه هاي مورد نياز را نصب و شروع به كار نماييد