تبليغاتX
Devil May Cry

Devil May Cry

گیم "لطیفه "اخبار"کد تقلب"تبلیغات"عکس"آموزش

                                                                 

                        

 
 
About Me

من یه بچه ترکم به این هم افتخار می کنم من عاشق بازی های Devil may cry هستم

My Blog
My Archive
My Categories
Daily Links
Friends Link
Template By

سفارش قالب
داریوش قالبساز

 
 
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
در مورد وبلاگ

 

 

تذكر

لطفا كساني كه اين وبلاگ را لينك كرده اند اسم لينك وبلاگ را به $$$$Agna2  $$$$ تغيير دهند .

در ايام سوگواري از آهنگ هاي شاد استفاده نكنيد .

لطفا بازديد كنندگان نظرات خود را بنويسند ودر قسمت نظر سنجي شركت نمايند.-

+ نوشته شده در  ساعت 18:24  توسط علی    
 
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386
انواع کد برای وبلاگ

 توجه!!!

 برای بازدید از تمام وبلاگ لطفاً کمی صبر کنید.

 

اینم کد آهنگ سوسولایه قیصر

کد آهنگ خوبی دیگه تموم شده از داریوش شهریاری

کد آهنگ عاشق شدم بنیامین

کد یه آنگ از بلکتس  

کد یه آروم برای دوست عزیز مهدی خیلی (قشنگه)

 

کد آهنگ پری آسمونی از بلک کتس

 

:: کد آهنگ چنگ دل از کویتی پور ( خیلی قشنگ )

 

:: کد آهنگ حضرت رقیه از طاهری

:: کد آهنگ حس غریب از علی لهراسبی

:: کد آهنگ گل یاس از شادمهر عقیلی

:: :: کد آهنگ میمیرم برات

:: کد آهنگ در سرزمین مقدس ( بدون کلام ) از یانی

:: کد آهنگ ناجی از فرمان فتحعلیان ( خیلی قشنگ)

:: کد آهنگ فیلم بوی پیراهن یوسف

:: کد آهنگ مهتاب از مجید اخشابی

:: کد آهنگ عشقولانه از گروه برره ( دی جی پویا )

کد آهنگ من بیشتر از شهیاد

:: کد آهنگ خیلی بد شد از مهدی مقدم

:: کد آهنگ ایران ایران از آرش

:: کد آهنگ کما از رضا صادقی

:: کد آهنگ گل یاس از شادمهر عقیلی

:: کد آهنگ از اون بالا کفتر می آید از شهاب تیام

:: کد آهنگ فریاد از محمد رضا شجریان

:: آهنگ دستم بگیر از فرامرز اصلانی

:: کد آهنگ بوسه ی باد خزونی از قمیشی

:: کد آهنگ سلطان قلب ها برای مجید

رضا صادقی(خیلی قشنگه)

:: کد آهنگ من عاشق شما از رضا صادقی

:: کد آهنگ تیتراژ پایانی زندگی به شرط خنده

کد آهنگ تیتراژ پایانی مسابقه مردان آهنین

:: کد آهنگ محله بنده نواز از مجید اخشابی

کد آهنگ بدون کلام از ریچارد کلایدرمن

:: کد یکی از آهنگ های ریکی مارتین

 

:: کد آهنگ نگاه پنجره از شادمهر

کد آهنگ آدم فروش از شادمهر

:: کد آهنگ جان مریم از شادمهر ( بدون کلام )

:: کد آهنگ پر پرواز از شادمهر

:: کد آهنگ گل یاس از شادمهر عقیلی

:: کد آهنگ پل عاطفه از شادمهر

:: کد آهنگ هزار و یک شب از شادمهر

:: کد آهنگ وقتی که گفتی نرو از شادمهر

:: کد آهنگ حدیث مهربونی از شادمهر

:: آهنگ آتیش پاره از محسن یگانه

:: کد آهنگ دلمو بردی از محسن یگانه

کد آهنگ کدوم شانس از محسن يگانه

  

 

:: کد آهنگ سنگ صبور از محسن چاوشی

 

:: کد آهنگ گل سر از محسن چاوشی

:: کد آهنگ عروس من از محسن چاوشی

:: کد آهنگ ابرهای پاییزی از محسن چاوشی

 

 

:: کد آهنگ خودکشی از محسن چاوشی

 

 

                    

کد دوربین زنده کربلا

IEبه خودش گزارش دهیدنشان دادن ورژن

نوشتن پيام در نوار وضعيت به صورت تايپي

 

يك ماشين حساب كوچك

منوي انتخاب روز در يك ماه

 

نمايش يك صفحه با كليك بر روي يك دكمه

 

اين كد نفراتي كه در وبلاگ شما حاظر هستند رو نشون ميده

 

يك ماشين حساب بزرگ

 

گزاشتن بازي ايكس1 در وبلاگ

 

باعث به حركت در آمدن متن نوار تيتل ميشه

 

مخفي كردن جاوا اسكريپ از دست مرورگرهاي قديمي

 

رنگ وبلاگ به آرومي عوض

 

غير فعال كردن كلي نوار وضعيت

 

غير فعال كردن نوار تصوير در اينترنت اكسپلورر

 

كد موتور جستجو گر

 

درج صفحه در قسمت علاقه منديهاي

 

درايو سي بازديد كننده ديده ميشه

 

اين كد باعث ميشه وبلاگ شما صفحه اصلي بازديد كننده بشه

 

تيك زدن يا برداشتن آيتمها

 

شما چقدر سن داريد

 

حركت سريع متن در نوار وضعيت

 

با عث تغيير رنگ پس زمينه با يك دكمه ميشه

 

تنظيم رنگ توسط خود كاربر

 

تنظيم يك فيلد بر اساس فيلدهاي ديگر

دو ساعت با حال

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 20:51  توسط علی   |   
 
شنبه بیست و پنجم فروردین 1386
کدتقلب وترینر وسیو بازی

کدتقلب وترینر وسیو بازی

در

http://www.tiger.blogfa.com

این وبلاگ به نویسنده احتیاج دارد برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ بالا مراجعه کنید

+ نوشته شده در  ساعت 7:11  توسط علی   |   
 
شنبه بیست و یکم بهمن 1385
لطيفه

به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟

      اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!



     غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!



      پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"


 


              غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!   


 


 مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!


             يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!


                 ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.

غافلگيري
از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.»
اشتباه


 

شخصي ميخي را برعكس به ديوار مي زد. دوستش از راه رسيد و گفت: «تو اشتباه مي كني، اين ميخ براي ديوار روبه روست.»


 

دنياي گنجشكي
يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»


 

موهاي سفيد


 

پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصباني مي كني، يكي از موهايم سفيد مي شود.»
پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»


 

 طرفداري
دو شكارچي با هم صحبت مي كردند. اولي پرسيد:« اگر خرسي به تو حمله كند، چه مي كني؟»
دومي: «با تفنگ شكارش مي كنم.»
اولي: « اگر تفنگ نداشته باشي، چه؟»
دومي:« مي روم بالاي درخت.»
اولي:« اگر آنجا درخت نباشد، چي؟»
دومي: «خب، پشت يك صخره پنهان مي شوم.»
اولي: «اگر صخره نبود، چه؟»
دومي:« توي گودالي دراز مي كشم.»
اولي: «اگر گودال هم نبود؟»
در اين موقع، شكارچي دوم عصباني شد و گفت: «داداش!  بگو ببينم، تو طرفدار مني يا خرسه؟!


 

 پشيماني
شبي ملانصرالدين خواب ديد كه كسي ۹ دينار به او مي دهد، اما او اصرار مي كند كه ۱۰ دينار بدهد كه عدد تمام باشد. در اين وقت، از خواب بيدار شد و چيزي در دستش نديد. پشيمان شد و چشم هايش را
بست و گفت: «باشد، همان ۹ دينار را بده، قبول دارم
 

لطيفه هاي ملا نصرالديني


علت جنگ


شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!


راه گم كرده


ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن مي كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!


كندن بال مگس


ملا در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر  ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود!


عقل سالم 


 زن ملا به عقل خود خيلي مي نازيد و هميشه پيش شوهرش از خود تعريف مي كرد. روزي گفت: مردم راست گفته اند كه داراي عقل سالم و درستي هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به كار نمي بري به همين دليل سالم مانده است!

ها، ها، ها ...!

نصيحت پدرانه
پدر:« پسر جان! وقتي من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمي گفتم.»
پسر:« پدرجان! ممكن است بفرماييد كه دروغگويي را از چه سني شروع كرديد؟»

 موش مردگي
يك نفر خودش را به موش مردگي مي زند، گربه مي خوردش.

 در چشم پزشكي
پزشك:« متأسفانه چشم شما دوربين شده.»
بيمار: «آخ جان! پس مي توانم يك حلقه فيلم بيندازم توش و چند تا عكس بگيرم.»

 در كلاس درس
معلم:« بگو ببينم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقي دارد؟»
دانش آموز:« اجازه!  برق آسمان مجاني است، ولي برق خانه ما پولي است.»

 نشاني
اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:
« اين جا چهار راه سعدي است؟»
شاگرد راننده گفت:« نخير، اين جا ستون فقرات بنده است.»

 فراموشي
مردي به مطب پزشك رفت و گفت: «آقاي دكتر! چند وقتي است كه بيماري فراموشي گرفته ام. چه كار كنم؟»
پزشك:« اول بهتر است تا فراموش نكرده اي، ويزيت مرا بدهي.»

 در كلاس رياضي
معلم:« ناصر! اگر حميد ۵ تا مداد داشته باشد و ۳ تاي آن را به رضا بدهد، چند تا مداد برايش مي ماند؟»
ناصر:« آقا اجازه! ما حميد را نمي شناسيم و كاري هم به كارش نداريم
ها، ها، ها ...

 

تكرار تاريخ
پسري به پدرش گفت:« پدرجان! يادتان هست كه مي گفتيد اولين دفعه كه ماشين پدرتان را سوار شديد، ماشين را درب و داغان برگردانديد خانه؟»
پدر: «بله پسرم!»
پسر: «باز هم يادتان هست كه هميشه مي گوييد تاريخ تكرار مي شود؟»
پدر:« بله پسرم!»
پسر: «خب، امروز بار ديگر تاريخ تكرار شد.»

آموزش
از مردي پرسيدند: «كباب را چطور مي پزند؟»
مرد جواب داد:« از آشپزي سررشته ندارم. آن را درست كنيد، خوردنش را به شما ياد مي دهم.»

واي ...!
مشتري: « اين كت چند است؟»
فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.»
مشتري: « واي! اون يكي چي؟»
فروشنده: « دو تا واي!»

آرزوي سلامتي
روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي كند.»
شخص عيادت كننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»

اسفناج
يك روز مادري به فرزندش گفت: «دخترم! اسفناج بخور كه خيلي خاصيت دارد. آخر اسفناج آهن دارد.»
دختر او جواب داد:« مادر جان! تازه آب خورده ام، نكند زنگ بزند!»

 

نسخه دكتر
بيمار:« آقاي دكتر! انگشتم هنوز به شدت درد مي كند!»
دكتر: «مگر نسخه ديروز را نپيچيدي؟»
بيمار: «چرا، پيچيدم دور انگشتم، ولي اثر نداشت!»

ها، ها، ها ...!


بيكاري
شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.

در عكاسي
عكاس:«دوست داريد عكستان را چگونه بگيرم؟»
مشتري:«مجاني!»


به شرط چاقو
مردي بادكنك فروشي باز كرد، اما بعد ازمدتي ورشكست شد، چون بادكنك هايش را به شرط چاقو مي فروخت.
 
در كلاس فارسي
معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟
دانش آموز:« اجازه!  حرف اضافه.»


درسينما
اولي:«ببخشيد شما روي صندلي من نشسته ايد.»
دومي:«مي تواني حرفت را ثابت كني؟»
اولي:«بله!چون بستني قيفي ام راروي آن جا گذاشته بودم.»


در كلاس زيست شناسي
معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.»
سعيد:«قورباغه و برادرش.»


دروغگوها
اولي: «يك روز توپم را شوت كردم، رفت كره ماه، خورد توي سر يك نفر و برگشت.»
دومي: «عجب! پس آن توپي را كه خورد توي سرم تو شوت كرده بودي؟

غربت
يك نفر مي خواهد برود خارج و با خودش سه كيلو قند مي برد. از او مي پرسند:« اينها را كجا مي بري؟»
مي گويد:« آخر شنيده ام غربت تلخ است.»


 

احوال پرسي
اولي: «حالت چه طور است؟»
دومي:« خوب است. تازه موكتش كرده ام.»


 

وارونه
فردي ميخي را سروته روي ديوارگذاشته بود و مي كوبيد. ميخ در ديوار فرو نمي رفت. ديگري كه شاهد اين ماجرا بود، گفت: «چه كار مي كني؟ اين ميخ كه براي اين ديوار نيست. اين ميخ براي ديوار روبه روست.»


 

لاف زني
روزي يك شخص لاف زن با يك آدم قوي هيكل دعوايش مي شود. قبل از هر حركت لاف زن، مرد قوي هيكل چند تا مشت به او مي زند و پرتش مي كند. آدم لاف زن در حالي كه نفسش بالا نمي آيد، به جمعيتي كه مشغول تماشا هستند مي گويد: «شما مي گوييد چه كارش كنم؟»


 

مسابقه فوتبال
ناظم:« چرا اين قدر دير به مدرسه آمدي؟»
دانش آموز:« آقا اجازه! من داشتم خواب يك مسابقه فوتبال مي ديدم. چون بازي به وقت اضافه كشيد، ناچار شدم خواب بمانم تا نتيجه آن معلوم شود.»

در كلاس علوم
معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يك صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»


 

راننده ناشي
شخصي كه تازه ماشين خريده بود به تعميرگاهي رفت و به مكانيك گفت: «آقا، لطفاً ببينيد اين ماشين چه اشكالي دارد كه مدام به درو ديوار مي خورد.»


نظر يادتون نره!!!!




 

ها، ها، ها ...!


 

آرزوي كودكي
اولي: تا به حال به هيچ كدام از آرزوهاي دوران كودكي ات رسيده اي؟
دومي: بله، وقتي بچه بودم و مادرم موهايم را شانه مي كرد، آرزو داشتم كچل بشوم!


 

اسب
اسب كشاورزي را دزد برده بود. يكي گفت: «تقصير خودت بود كه اسب را خوب نبستي.»
ديگري گفت: «تقصير پسرت بود كه در طويله را باز گذاشته بود.»
كشاورز گفت: «همه تقصيرها از ماست. دزد بيچاره هيچ گناهي ندارد!»


 

پوست موز
يك نفر پوست موزي روي زمين مي بيند و مي گويد: «اي واي! باز هم بايد بيفتيم!»


 

آرزوها
يك روز به يك نفر مي گويند: «سه تا آرزو كن.»
- اول يك ماشين پژو ۲۰۶ پيدا كنم؛ بعد يك ۲۰۶ ديگر پيدا كنم؛ سومين آرزويم هم اين است كه يك ۲۰۶ پيدا كنم.
- چرا هر سه تا آرزويت يكي بود؟
- براي اين كه اين سه تا را بفروشم و يك ماكسيما بخرم.


 

امتحان تاريخ
معلم تاريخ: آهاي! تو كه با آن قد بلندت ته كلاس ايستاده اي و بر و بر من را نگاه مي كني، بگو اسكندر مقدوني كه بود.
- نمي دانم.
- چه كسي ناصر الدين شاه را كشت؟
- نمي دانم.
- پس با اين وضع چطور مي خواهي امتحان تاريخ بدهي؟
- من كه نمي خواهم امتحان بدهم. آمده ام بخاري كلاس را تعمير كنم.


 

ها، ها، ها ...!
قدرت
اولي: پدر من با يك دست، هر اتومبيلي را كه بخواهد مي تواند نگه دارد؟
دومي: دروغ نگو! مگر ممكن است؟
اولي: آخه پدر من افسر اداره راهنمايي و رانندگي است.


مسابقه
اولي: چرا اسب تو توي مسابقه برنده نشد؟
دومي: چون اسب من خيلي
با ادب است، به اسب هاي ديگري مي گويد: اول شما بفرماييد.


استدلال منطقي!
قاضي: مرد حسابي، چرا از ديوار مردم بالا مي روي؟
دزد: خب براي اينكه درهاي خانه هايشان بسته است!


خواب و خوراك!
اولي: ديشب خواب ديدم يك ظرف ماكاروني خورده ام.
دومي: براي همين است كه بلوز دستبافت نصف شده است!


بيماري
يك نفر مي رود مطب دكتر و مي گويد: «آقاي دكتر، مشكل من اين است كه كسي مرا تحويل نمي گيرد!»
دكتر مي گويد: «مريض بعدي!»


در كلاس فيزيك
معلم از دانش آموز پرسيد: جسم شفاف چه جسمي است؟
دانش آموز جواب داد: جسمي كه نور از آن عبور  كند.
معلم: دو تا مثال بزن!
دانش آموز: نردبان، غربال.


نظر يادتون نره!   اگر اين وبلاگ كمي كاستي دارد به ما يادآور شويد تا آن را برطرف كنيم.

ها ها ها...!


در كلاس دستور
معلم به دانش آموز :«يك جمله بگو در آن چاي باشد.»
دانش آموز :«اجازه ! قوري.»


مشكلات
روزي سه نفر در مورد مشكلات خود صحبت مي كردند.
اولي گفت: وقتي پاي پله
مي ايستم، نمي دانم بايد بالا بروم يا پايين؟
دومي گفت: وقتي جلو يخچال مي ايستم، نمي دانم در يخچال را ببندم يا باز كنم؟
سومي گفت: خدا را شكر كه من اين قدر دچار فراموشي نيستم. براي اين كه چشم نخورم، به در چوبي مي زنم و بعد مي گويم: «كي در مي زند؟!»


 
علت
اولي: چرا دستت شكسته
است؟
دومي: ديروز روي ديوار راه مي رفتم كه يك دفعه ديوار تمام شد و افتادم.


 


دلخوري
معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت كمك نمي گيري؟
دانش آموز: آخر او از دست شما دلخور است.
معلم: از دست من، چرا؟
دانش آموز: چون شما هفته قبل به انشاي او نمره بدي داديد!


 


شكارچي ها
شكارچي اول: ببين چه كبك زيبايي شكار كرده ام.
شكارچي دوم: اين كه كلاغ است نه كبك.
شكارچي اول: نه ديروز برادرش را زدم، امروز او لباس سياه پوشيده است! 


دست يا زبان
مادر: پرويز جان، مگر زبان نداري كه دستت را دراز مي كني وسط سفره؟
پرويز: زبان دارم ، ولي زبانم به وسط سفره نمي رسد!


اسب با ادب
اولي: چرا اسب تو در مسابقه برنده نشد؟
دومي:  چون اسب من خيلي با ادب است و به بقيه اسب ها مي گفت اول شما بفرماييد

ها ها ها...


 

در همسايگي
محسن به همسايه اش گفت: «جلوي اين سگت را بگير! امروز جوجه ما را خورده است.»
همسايه او با خوشحالي گفت: «خوب شد گفتي كه ديگه امروز بهش غذا ندهم.»


 

در كلاس  فارسي
معلم به دانش آموز: ساعت را بخش كن!
دانش آموز: اول سا دوم عت.
معلم: صداشو بكش!
دانش آموز: تيك تاك! تيك تاك!


 

پرحرفي
اولي: ببخشيد با حرف هايم سرشما را درد آوردم.
دومي: نه اختيار داريد. من حواسم جاي ديگر است.


 

در كلاس فيزيك
دبير فيزيك: اگر بخواهيم ساختماني را سيم كشي كنيم و لامپ هاي اتاق را به طور انشعابي ببنديم، چه مي كنيم؟
دانش آموز: اجازه آقا! سيم كش مي آوريم.


 

نهايت ادب
دكتر: آقا جان! بفرماييد بيماري شما چيست؟
بيمار: هر چه شما صلاح
بدانيد.

شعبده بازي
پسر: بابا ديدي توي سيرك چطور شعبده باز دستمال را تبديل به گل كرد؟ چقدر شعبده باز ماهري بود!
پدر: اگه اين طوره پسرم، خودت هم شعبده باز ماهري هستي چون به راحتي يك دسته اسكناس را تبديل به يك توپ مي كني!


 

ها ها ها....
اسب بخار
مردي در هواي سرد، اسبي را ديد كه از بيني اش بخار بيرون مي آمد.
با خود گفت: فهميدم، پس اسب بخار كه مي گويند همين است!


عموم
اولي: با عمويت كجا مي روي؟
دومي: او را مي برم فروشگاه محله مان؛ چون آن جا نوشته «خريد براي عموم آزاد است!»


قوه بينايي
اولي: آيا به نظر تو هويج باعث تقويت قوه بينايي مي شود؟
دومي: بله، قطعاً؛ چون تا به حال خرگوشي نديده ام كه عينك زده
باشد!


بيماري
اولي: من يك پسر دارم كه هر روز بيشتر شبيه من مي شود؟
دومي: اگر وقت داري ببر دكتر تا جلوي اين بيماري را بگيرد!


نام گذاري
اولي: اسم پسرت را چه گذاشتي؟
دومي: سامان.
اولي: سيمان بگذاري بهتر است، سنگين تر است!


صرف فعل خوردن
معلم: سعيد فعل خوردن را صرف كن!
سعيد: آقا اجازه! با قاشق و چنگال؟


 نظر يادتون نره

ما منتظر نظرات شما هستيم

 
+ نوشته شده در  ساعت 21:14  توسط علی   |   
 
جمعه بیستم بهمن 1385
gta5رمز

مجموعه تفنگ 1

LXGIWYL

مجموعه تفنگ 2

KJKSZPJ

مجموعه تفنگ 3

UZUMYMW

كپسول پرواز

ROCKETMAN

چترنجات

AIYPWZQP

Infinite Ammo, No Reload

WANRLTW

Hitman In All Weapon Stats

NCSGDAG

Full Weapon Aiming While Driving

OUIQDMW

25000پول

وکامل شدن خون وضدضربه ودرست شدن وسیله شما

HESOYAM

سلامتی نامحدود

BAGUVIX

دو ستاره شدن

OSRBLHH

کم شدن ستاره

ASNAEB

6ستاره شدن

LJSPQK

Never Wanted

AEZAKMI

Adrenaline Mode

MUNASEF

بیشتر شدن ارتفاع پرش

KANGAROO

Mega Punch

IAVENJQ

Never Get Hungry

AEDUWNV

اکسیژن نا محدود

CVWKXAM

چاق شدن

BTCDBCB

لاغر شدن

KVGYZQK

بدنسازی

JYSDSOD

حد اکثر احترام

OGXSDAG

جذب دختر

EHIBXQS

Gang Members Everywhere

MROEMZH

گانگسترها خیابان را کنترول کنند

BIFBUZZ

تانک

AIWPRTON

ماشین ویژه1

CQZIJMB

پاترول معمولی

JQNTDMH

ماشین مسابقه1

PDNEJOH

ماشین مسابقه2

VPJTQWV

ماشین نعش کش

AQTBCODX

ماشین ویژه2

KRIJEBR

ماشین حمل زباله

UBHYZHQ

ماشین گلف

RZHSUEW

جت جنگی

JUMPJET

قایق

KGGGDKP

هلی کوپتر جنگی

OHDUDE

موتور چهار چرخ

AKJJYGLC

18چرخ

AMOMHRER

لودر

EEGCYXT

جت معمولی

URKQSRK

پاترول لاستیگ پهن

AGBDLCID

منفجر شدن ماشین ها

CPKTNWT

فقط چرخ ماشین ها پیدا باشد

XICWMD

Perfect Handling

PGGOMOY

All green lights

ZEIIVG

Aggressive Drivers

YLTEICZ

تمام ماشین ها صورتی شوند

LLQPFBN

تمام ماشین ها

سیاه شوند

IOWDLAC

Boats fly

AFSNMSMW

Traffic is Cheap Cars

BGKGTJH

Traffic is Fast Cars

GUSNHDE

پرواز ماشین ها

RIPAZHA

Huge Bunny Hop

JHJOECW

Smash n' Boom

JCNRUAD

All Cars Have Nitro

COXEFGU

Cars Float Away When Hit

BSXSGGC

Reduced Traffic

THGLOJ

Traffic is Country Vehicles

FVTMNBZ

Taxis Have Nitrous

VKYPQCF

Max All Vehicle Skill Stats

VQIMAHA

Peds Attack Each Other, Get Golf Club

AJLOJYQY

Have a bounty on your head

BAGOWPG

Everyone is armed

FOOOXFT

خود کشی

SZCMAWO

Elvis is Everywhere

BLUESUEDESHOES

Peds Attack You With Weapons, Rocket Launcher

BGLUAWML

Beach Party

CIKGCGX

Ninja Theme

AFPHULTL

تبدیل شدن به بتمن

BEKKNQV

Riot Mode

IOJUFZN

هوای گرم

PRIEBJ

Recruit Anyone (9mm)

SJMAHPE

Country Vehicles and Peds, Get Born 2 Truck Outfit

BMTPWHR

Recruit Anyone (Rockets)

ZSOXFSQ

Sunny

AFZLLQLL

شب ابری

ICIKPYH

هوای صاف

ALNSFMZO

هوای بارانی

AUIFRVQS

هوای طوفانی

CFVFGMJ

Thunderstorm

MGHXYRM

هوای مه آلود

CWJXUOC

Faster Clock

YSOHNUL

Faster Gameplay

PPGWJHT

Slower Gameplay

LIYOAAY

نیمه شب

XJVSNAJ

عصر

OFVIAC

حداکثر جاذبه دخترها

HELLOLADIES

اسلحه نا محدود

FULLCLIP

کپسول پرواز

YECGAA

تمام ماشین ها نیتروژن دار می شوند

SPEEDFREAK

به جای مردم نینجا باشند

NINJATOWN

حد اکثر توانایی در اصلحه

PROFESSIONALKILLER

زیاد شدن سرعت بازی

SPEEDITUP

حداکثر نیروی عضله

BUFFMEUP

پرواز قایق

FLYINGFISH

حد اکثر مهارت ماشین

NATURALTALENT

ترافیک کمتر

GHOSTTOWN

 

JYSDSOD

 

Max payne

save

ترینر

لینک دانلودکدتقلب ها

Spider man2spider

ترینر1

ترینر2

ترینر3

Call of duty2call

ترینر1

ترینر2

فایل زیپ شده کد تقلبها

 

GTA 5gta5

ترینر1

ترینر2

ترینر3

ترینر4

saveprince

Prince of persia3

 

 

most wantedmost wanted

نسوزکننده(دریافت10000000دلار)

نسوزکننده2

saveکامل بازی Most wanted

Quake4

در حین بازی کلیدهای ALT , CTRL , ~ را با هم فشار بدهيد . پس از باز شدن صفحه ي کنسول کدهاي زير را وارد کنيد :
Cheat code:        Result: quake4
God        God Mode
give all        All Weapons, Full Ammo, Armor
killmonsters        Kill All Monsters
noclip        No Clipping Mode
notarget        Invisibility to Most Enemies
kill        Suicide
give ammo        Max Ammo
give health        Max Health
give keys        Get All Keys

 

Stronghold2stronghold2

نسوزکننده

 

Juicedjuiced

نسوزکننده(1میلیون پول)

 

 

 

Gungun

نسوزکننده(پول نامحدود)

نسوزکننده2

 

Pes6 

pes6

 

ترینر

 

 

Resident Evil4

evil

ترینر 1

ترینر2

ترینر3

save کامل بازی

WarCraft3

war

 

ترینر

save نصف بازی

 

Soccer Manager

soccer

 

ترینر

 

 igi

save

ترینر

 

Age of Empires 3

save

ترینر1

ترینر 2

 

 

Harry Potter

save

ترینر

                      

 

Tomb Raider 3

ترینر

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 13:31  توسط علی   |   
 
جمعه بیستم بهمن 1385
شعر

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه / صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه





من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم
هر یک بدتر از دیگر شوریده و دیوانه
جانا به خرابات تا لذت جان بيني
جان را چه خوشي باشد بي صحبت جانانه
هر گوشه یکی مستی دستی زده بر دستی
وان ساقی سر مستی با ساغر شاهانه
ای لولی بربط زن تو مست تری یا من
ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه
از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد
در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه
چون کشتی بی لنگر کژ میشدمژ می شد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه
گفتم که رفیقی کن با من که منت خویشم
گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه
گفتم زکجایی توتسخرزدوگفت
ای جان نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه
نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل
نیمیم لب دریا نیمی همه در دانه
من بی دل و دستارم در خانه خمارم
یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه
تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می
زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه
جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی
جان را چه خوشی باشد بی صحبت جانانه
مولانا

+ نوشته شده در  ساعت 13:14  توسط علی   |   
 
سه شنبه دهم بهمن 1385
اشعار مرحوم اقاسی2

زليلائي شنيدم يا علي گفت

 

به مجنوني رسيدم يا علي گفت

مگر اين وادي دارالجنون است

 

كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت

نسيمي غنچه اي را با ز مي كرد

 

به گوش غنچه كم كم يا علي گفت

چمن با ريزش باران رحمت

 

دعائي كرد واو هم يا علي گفت

يقين پروردگار آفرينش

 

به موجودات عالم يا علي گفت

دمي كه روح در آدم دميدند

 

زجا برخواست ويا علي گفت

چو نوح از موج و طوفان ايمن خواست

 

توسل جست و هردم يا علي گفت

زبطن حوت يونس گشت آزاد

 

ز پس در ظلمت يم يا علي گفت

عصا در دست موسي اژدها شد

 

كليم آنجا مسلم يا علي گفت

نمي شد زنده جان مرده هرگز

 

يقين عيسي ابن مريم يا علي گفت

نزول وحي چون فرمود سبحان

 

ملك در اولين قدم يا علي گفت

علي در كعبه بر دوش پيغمبر

 

قدم بنهاد وآن دم يا علي گفت

رسول الله شنيد از پرده غيب

 

 

نداي آمد وآن هم يا علي گفت

مگر خيبر زجايش كنده مي شد

 

يقين آنجا علي هم يا علي گفت

علي را خنجر كاري نمي شد

 

گمانم ابن ملجم هم يا علي گفت

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 17:32  توسط علی   |   
 
سه شنبه دهم بهمن 1385
اشعار مرحوم اقاسی

درويش علي علي صفت گردد

 

پروانه ي شمع معرفت گردد

مولامددي که سخت دلتنگم

 

آماج هزارگونه نيرنگم

علي رفت چون او ابر مرد کو

 

اميري فقيرانه شبگرد کو

اميري که دستش پر از پينه بود

 

نگاهش پر از شعر وآينه بود

کجايند مردان بي مدعا

 

کجايند دستان مشکل گشا

ساقي امشب باده از بالا بريز

 

باده از خم خانه مولا بريز

باده اي بيرنگ و آتشگون بده

 

زانكه دوشم داده اي افزون بده

اي انيس خلوت شبهاي من

 

مي چكد نام تو از لبهاي من

محو كن در باده ات جام مرا

 

كربلايي كن سرانجام مرا

يا علي درويش و صوفي نيستم

 

فاش مي گويم كه كوفي نيستم

ليک مي دانم که جز دندان تو

 

هيچ دندان لب نزد بر نان جو

يا علي لعل عقيقي جز تو نيست

 

هيچ درويشي حکيمي جز تو نيست

لنگ لنگان طريقت را ببين

 

مردم دور از حقيقت را ببين

مست ميناي ولايت نيستند

 

سرخوش از شهد ولايت نيستند

خيل درويشان دکان آراستند

 

کام خود را تحت نامت خواستند

خلق را در اشتباه انداختند

 

يوسف ما را به چاه انداختند

کيستند اينان رفيق نيمه راه

 

وقت جان بازي به کنج خانقاه

فصل جنگ آمد تما شا گر شدند

 

صلح آمد لاله ي پرپر شدند

دل به کشکول و تبر زين بسته اند

 

بهر قتلت تيغ زرين بسته اند

موج ها از بس تلاطم کرده اند

 

راه اقيانوس را گم کرده اند

موجها را مي شناسي مو به مو

 

شرحي از زلف پريشانت بگو

بازکن ديباچه توحيد را

 

تا بجويد ذره اي خورشيد را

يا علي بار دگر اعجاز کن

 

مشتهاي کوفيان را باز کن

باز کن چشمان نازآلوده را

 

بنگر اين چشم نياز آلوده را

باز گو شعب ابي طالب کجاست

 

آن بيابان عطش غالب کجاست

تا ز جور پيروان بوالحکم

 

سنگ طاقت زا ببندم بر شکم

تشنگي در ساغرم لب ريز شد

 

زخم تنهايي فساد انگيز شد

آتشي افکند بر جان و تنم

 

کين چنين بر آب و آتش مي زنم

تاول ناسور را مرحم کجاست?

 

مرحم زخم بني آدم کجاست ?

مرحم ما جز تولاي تو نيست

 

يوسفي اما زليخاي تو کيست?

شاهد اقبال در آغوش کيست?

 

کيسه نان و رطب بر دوش کيست?

کيست آن کس کز علي يادي کند?

 

بر يتيمان من امدادي کند?

دست گيرد کودکان شهر را

 

گرم سازد خانه هاي سرد را

اي جوان مردان جوان مردي چه شد?

 

شيوه رندي و شب گردي چه شد?

شيعگي تنها نماز و روزه نيست

 

آب تنها در ميان کوزه نيست

کوزه را پر کن ز آب معرفت

 

تا در او جوشد شراب معرفت

حرف حق را ازمحقق گوش کن

 

از لب قرآن ناطق گوش کن

گوش کن آواز راز شاه را

 

صوت اوصيکم به تقوي الله را


بعد از او بشنو و "نز من امرکم"

 

تا شوي آگاه بر اسرار خم

خم تو را سر شار مستي مي کند

 

بي نياز از هر چه هستي مي کند

هر چه هستي جان مولا مرد باش

 

گر قلندر نيستي شب گرد باش

سير کن در کوچه هاي بي کسي

 

دور کن از بي کسان دل واپسي

اي خروس بي محل آواز کن

 

چشم خود بر بند و بالي باز کن

شد زمين لبريز مسکين و يتيم

 

ما گرفتار کدامين هيئتيم؟

با يتيمان چاره " لا تَقهَر" بود

 

پاسخ سائل "ولا تَنهُر" بود

دست بردار از تکبر و ز خطا

 

شيعه يعني جود و انفاق و عطا

باده "مِما رَزُقناهُم" بنوش

 

"يُنفِقون" بنيوش و در انفاق كوش

هم بنوش و هم بنوشان زين سبو

 

"لَن تَنالوا البر حتي تُنفِقوا"

يا علي امروز تنها مانده ايم

 

در هجوم اهرمن ها مانده ايم

يا علي شام غريبان را ببين

 

مردم سر در گريبان را ببين

گردش گردونه را بر هم بزن

 

زخم هاي کهنه را مر حم بزن

مشک ها در راه سنگين مي روند

 

اشک ها از ديده رنگين مي روند

مشکها ي خسته را بر دوش گير

 

ا شکها را گرم در آغوش گير

حيدرا يک جلوه محتاج توام

 

دار بر پا کن که حلاج توام


جلوه اي کن تا که موسايي کنم

 

يا به رقص آيم مسيحايي کنم

يک دوگام از خويشتن بيرون زنم

 

گام ديگر بر سر گردون زنم

گام بردارم ولي با ياد تو

 

سر نهم بر دامن اولاد تو

شيعه يعني شرح منظوم طلب

 

از حجاز و کوفه تا شام وحلب

شيعه يعني يک بيابان بي کسي

 

غربت صد ساله بي دلواپسي

شيعه يعني صد بيابان جستجو

 

شيعه يعني هجرت از من تا به او

شيعه يعني دست بيعت با غدير

 

بارش ابر کرامت بر غدير

شيعه يعني عدل و احسان و وقار

 

شيعه يعني انحناي ذوالفقار

از عدالت گر تو ميخواهي دليل

 

ياد کن از آتش و دست عقيل

جان مولا حرف حق را گوش کن

 

شمع بيت المال را خاموش کن

شيعگي آيا شکم پروردن است؟

 

يا به روز جنگ عذر آوردن است

شيعگي آيا فقط خوابيدن است؟

 

روي مولا را به رويا ديدن است؟

فاش ميگويم که مولايم علي است

 

هر که مولا را نبيند شيعه نيست

اي خداوندان ملک عافيت

 

واليان مسند اشرافيت

من يقين دارم مسلمان نيستيد

 

چون ولي را تحت فرمان نيستيد

من در اين آشفته بازار شما

 

پرده بر ميدارم از کار شما

اي زراندوزان ، چنين وزر و وبال

 

جمع کي ميگردد از رزق حلال؟!

اين تجمل ها که بر خوان شماست

 

زنگ مرگ و قاتل جان شماست

اين دو روز عمر مولايي شويد

 

مرغ اما مرغ دريايي شويد

مرغ دريايي به دريا مي رود

 

موج برخيزد به بالا مي رود

آسمان را نور باران ميکند

 

خاک را غرق بهاران ميکند

ليک مرغ خانگي در خانه است

 

روز و شب در بند مشتي دانه است

تا به کي در بند آب و دانه ايد

 

غافل از قصاب صاحب خانه ايد

او ز تسليم و رضا دو ميزند

 

ني سخن از بيش واز کم ميزند

گفت فحشا در کجا آيد پديد؟

 

گفتمش در کوچه هاي بي شهيد

بي شهيدانند بي سوز و گداز

 

بر سر سجاده هاي بي نماز

بي شهيدان را غم ليلا کجاست؟

 

سوز و اشک و آه و واويلا کجاست؟

کوچه ي ما بوي مجنون مي دهد

 

بوي اشک و آتش و خون مي دهد

بوي مجنون مست ميسازد مرا

 

در پي ليلي مي اندازد مرا

نام ليلي بردم آرامم گريخت

 

هفت بندم بند از بندم گسيخت

از جنوب و غرب، از شرق و شمال

 

گشته ام در بين اشباء الرجال!

کيست تا از مرگ من پروا کند

 

يا به روي غربتم در واکند

در تمام کوفه آيا مرد نيست؟

 

جز علي مردي سراپا درد نيست

چون علي بايد که سر در چاه کرد

 

شيعه را تا از خطر آگاه کرد

کربلا بر شيعه نا مکشوف نيست

 

حکمتش جز امر بالمعروف نيست

امر بالمعروف نهي از منکر است

 

شيعهء بي امر و بي نهي ابتر است

شيعيان! فرهنگ عاشورا چه شد؟

 

پرچم خون رنگ عاشورا چه شد؟

کيست تا پرچم به دوش خون کشد؟

 

شيعه را از خواب خود بيرون کشد؟

گفت مولا کل ارض کربلا

 

شيعه يعني غربت و رنج و بلا

شيعه بي درد! زخم بي نمک!

 

بس کن اين يا ليتني کنت معک!

کربلا غوغاست ساز و برگ کو؟

 

ظهر عاشوراست شور مرگ کو؟

ظهر عاشورا فاين تذهبون

 

لم تقولون ما لا تفعلون


شيعه يعني عشق بازي با خدا

 

يک نيستان تک نوازي با خدا

شيعه يعني هفت خطي در جنون

 

شيعه طوفان مي کند در كاف و نون

شيعه يعني تندر آتش فروز

 

شيعه يعني زاهد شب، شير روز

شیعه يعني شير يعني شير مرد

 

شيعه يعني تيغ عريان در نبرد

کار من بي پا و بي سر رفتن است

 

از مسلماني فراتر رفتن است

شهوت فرماندهان روم و ري

 

مي برد سرهاي ما را روي ني

بشنو از ني چون حکايت ميکند

 

شيعه را در خون روايت ميکند

شيعه يعني سابقون السابقون

 

شيعه يعني يک تپش عصيان و خون

شيعه بايد آبها را گل کند

 

خط سوم را به خون کامل کند

خط سوم خط سرخ اولياست

 

کربلا بارزترين منظور ماست

شيعه يعني عشقبازي با خدا

 

يک نيستان تک نوازي با خدا

شيعه يعني هفت خطي در جنون

 

شيعه غوغا ميکند در کاف و نون

شيعه يعني نشئه ي جام بلا

 

شيعگي يعني قيام کربلا

کربلا گفتم کران را گوش نيست

 

ور نه از غم، بلبلي خاموش نيست

بلبلان چه چه ز ماتم مي زنند

 

روز و شب از کربلا دم ميزنند

هر نظر بر غنچه اي تر ميکنند

 

يادي از غوغاي اصغر ميکنند

گفت بابا! بي برادر مانده اي

 

بي کس و بي يار و ياور مانده اي

گرتو تنهايي بگو من کيستم؟

 

اصغرم، اما نه اصغر نيستم

خيز و اسماعيل را آماده کن

 

سجده ي شکري بر اين سجاده کن

اي پدر حرف مرا در گوش گير

 

خيز و اين قنداقه در آغوش گير

خيز و با تعجيل ميدانم ببر

 

بر سر نعش شهيدانم ببر

تشنه ام اما نه بر آب فرات

 

آب ميخواهم ولي آب حيات

آب در دست کمان دشمن است

 

تيغ آن نامرد احياي من است

آتش اقيانوس را آواز داد

 

آخرين ققنوس را پرواز داد

خون اصغر آسمان را سير کرد

 

خواب زينب را چه خوش تعبير کرد

 

کربلا مي مرد اگر زينب نبود

 

شيعگي مي مرد اگر زينب نبود

اي پرستار پرستوهاي من

 

مرحم زخم تکاپوهاي من

اي زبان صدق و تصديق صفا

 

اولين بيمار چشمت مصطفي

عصمت زهرا عزيز مرتضي

 

در تو جاري رستخيز مرتضي

عصر عاشورا علم در دست توست

 

کرسي و لوح و قلم در دست توست

غنچه ها را گرچه پرپر کرده ام

 

کوله بارت را سبکتر کرده ام !

ظهر عاشورا که زير خنجرم

 

دست بگشا سايه افشان بر سرم

شيعه يعني امتزاج نار و نور

 

شيعه يعني راس خونين در تنور

شيعه يعني هفت وادي اضطراب

 

شيعه يعني تشنگي در شط آب

آب گفتم سينه ها بي تاب شد

 

خيمه ها از آه و آتش آب شد

آب گفتم تشنگي بيداد کرد

 

کودکم بي تاب شد فرياد کرد

بر زبانش شعله ي آه و عطش

 

شد ز تير کين گلويش آبکش

آفتاب از روي زين افتاده است

 

مشک آبش بر زمين افتاده است

کيست اين ساقي که بي دست آمدست؟

 

کز صبوي تيغ سر مست آمدست؟

کيست اين ساقي که در خون پا نهاد؟

 

تيرها را ديد و پيشاني گشاد؟

 

کيست اين ساقي که بر خود پا گذاشت؟

 

آب را در حسرت لبها گذاشت

مشک من لبريز آب و آبروست

 

چشم من با خيمه ها در گفتگوست

اي خدا اين مشک را از من مگير

 

گر گرفتي اشک را از من مگير !

شيعه بي اشک شمع مرده است

 

کز غم بي آتشي افسرده است

نسبتي دارند با هم آب و گل

 

اشک ميشويد غبار از چشم دل

اشک! اي تصديق احمد در حرا

 

غرق در خون کن تماشاي مرا

اشک! اي سر تسلاي علي!

 

و اي سکوت آلوده فرياد جلي!


اشک! اي آيينه ي بي تار و پود

 

همدم زهرا به شبهاي کبود !

اشک! اي آرام جان بي قرار

 

در رکاب ناقه ي زينب ببار

شيعه بايد آب ها را گل کند

 

خط سوم را به خون کامل کند

خط سوم خط سرخ اولياست

 

کربلا بارز ترين منظور ماست

شيعه يعني بازتاب آسمان

 

بر سر ني جلوه رنگين کمان

از لب ني بشنوم صوت تو را

 

صوت اني لا اري الموت تو را

يا حسين ، پرچم زلفت رها در باد شد

 

وز شميمش کربلا ايجاد شد

آنچه شرح حال خويشان تو بود

 

تاب گيسوي پريشان تو بود

مي سزد ني نکته پردازي کند

 

در نيستان آتش اندازي کند

صبر کن ني از نفس افتاده است

 

ناله بر دوش جرس افتاده است

کاروان بي مير و بي پشت و پناه

 

در غل و زنجير مي افتد به راه

مي رود منزل به منزل در کوير

 

تا بگويد سر بيعت با غدير

شيعه يعني امتزاج نار و نور

 

شيعه يعني رأس خونين در تنور

شيعه يعني هفت وادي اظطراب

 

شيعه يعني تشنگي در شط آب

شيعه يعني دعبل چشم انتظار

 

مي کشد بر دوش خود چهل سال دار


شيعه بايد همچو اشعار کميل

 

سر نهد برخاک پاي اهل بيت

يا پرستش وار در پيش هشام

 

ترک جان گويد به تصديق امام

مادر موسي که خود اهل ولاست

 

جرعه نوش از باده جام بلاست

در تب پژواک بانگ الرحيل

 

مي نهد فرزند بر دامان نيل

نيل هم خود شيعه ي مولاي ماست

 

اکبر اوييم و او ليلاي ماست

اين سخن کوتاه کردم والسلام

 

شيعه يعني تيغ بيرون از نيام !

+ نوشته شده در  ساعت 17:30  توسط علی   |   
 
یکشنبه بیست و ششم آذر 1385
نصب ویندوز

سيستم عامل ويندوز XP يكي ديگر از محصولات شركت مايكروسافت است كه در مدت كوتاهي توانست نظر بسياري از كاربران را به خود جلب كند، اين جلب نظر به خاطر امكانات بسيار جالبي از جمله سرعت بالا در كار با اينترنت، امنيت بيشتر و... است كه اين سيستم عامل در اختيار كاربران خود قرار مي دهد.
بسياري از كاربراني كه از سيستم عامل هاي ديگري مانند ويندوز 95 يا 98 يا ME يا SE استفاده مي كنند XP را هم جمع سيستم عامل خود اضافه كرده اند.
شما مي توانيد خيلي راحت و مانند نصب يك نرم افزار ساده XP را در كامپيوتر خود نصب كنيد. براي نصب XP ابتدا پس از تهيه CD مربوطه و مشخص كردن و انتخاب كردن درايوي كه مي خواهيد XP را در آن نصب كنيد، CD را داخل CD-ROM قرار دهيد صفحه ي نصب ويندوز به صورت AUTORUN يا خودكار ظاهر مي شود در غير اين صورت مي توانيد آن را از طريق پنجره My COMPUTER باز كنيد، به ياد داشته باشيد قبل از انجام هر كاري، اول شماره سريال ويندوز را در گوشه اي يادداشت كنيد، بعد از باز كردن صفحه نصب ويندوز انتخاب هاي متعددي در پيش روي شما قرار مي گيرد از جمله:

نصب ويندوز INSTALL WINDOWS XP
انجام وظايف اصلي PERFORM ADDITIONAL
بررسي برنامه هاي قديمي قابل اجراء در سيستم CHEK SYSTEM COMPATIBILITY

با انتخاب گزينه اول INSTALL WINDOWS XP كادر محاوره اي كوچكي به نام WINDOWS SETUP در مقابل شما ظاهر مي شود، در قسمت بالا و در سمت چپ اين كادر محاوره اي دو گزينه در اختيار شما قرار مي دهد:

ارتقاء درجه UPGRADE
نصب جديد NEW INSTALLATION

گزينه ي شماره 1 همان سيستمي را كه اكنون در حال استفاده از آن هستيد را به ويندوز XP ارتقاء مي دهد اما گزينه ي شماره 2 يك سيستم عامل جديد برايتان نصب مي كند، پس شما گزينه شماره 2 را انتخاب مي كنيد و دكمه ي NEXT را فشار مي دهيد، سپس توضيحاتي در مورد خود ويندوز و قراردادهاي آن است كه شما با انتخاب گزينه I ACCEPT THIS AGREEMENT و موافقت كردن در مرحله بعدي شماره ي سريالي را كه قبلا يادداشت كرده بوديد را از شما مي خواهد شماره را وارد و Next مي كنيد، اكنون وارد SETUP OPTIN مي شويد گزينه ي ADVANCED OPTION را انتخاب كنيد و قسمت دوم مسيري را كه ويندوز بايد طي كند يا همان درايوي را كه مي خواهيد ويندوزتان را در آن بريزيد را انتخاب كنيد:
WINDOWS/: نام درايو
مثل: H:/WINDOWS

و گزينه ي COPY ALL INSTALLATION FILE FROM SETUP CD را فعال كنيد، سپس دكمه ي NEXT را زده در مرحله بعدي يعني GEY UPDATE SETUP FILE روي گزينه دوم كليك كرده و آن را فعال مي كنيد، بعد از چند ثانيه ستوني در سمت چپ تصوير ظاهر مي شود كه در حال پر شدن است و در حال كپي كردن فايل ها و... در سمت راست هم جزئيات كارهايي كه در حال انجام است و توضيحاتي در مورد ويژگي هاي ويندوز و وسايل و امكانات آن نوشته مي شود، وقتي كار كپي كردن فايل ها به پايان رسيد كامپيوتر به طور خودكار براي اولين بار RESTART مي شود. بعد از آن كامپيوتر براي بالا آمدن دو انتخاب در مقابل شما قرار مي دهد انتخاب اول همين ويندوزي است كه تازه نصب شده و انتخاب دوم ويندوزي كه قبلا داشتيد البته چون فعلا براي اولين بار است كه وارد ويندوز تازه مي شويد و هنوز هم نصب به طور كامل انجام نشده است كامپيوتر خود به خود وارد همان گزينه ي اول كه ويندوز تازه است مي شود و ادامه ي كار نصب را دنبال مي كند. اكنون وارد محيطي تقريبا شبيه به محيط DOS شده ايد با فشردن دكمه F2 وارد مرحله بعدي شده و ENTER كنيد، سپس نام درايوي را كه مي خواهيد ويندوز در آن نصب شود را مي پرسد شما با انتخاب نام درايو مورد نظر از فهرست مذبور ENTER كرده و وارد مرحله ي بعد مي شويد اكنون در مرحله SETUP WILL INSTALL WINDOWS ON PARTION هستيد و در مقابل شما 6 وجود دارد روي گزينه ي ششم يعني: LEAVE THE CURRENT FILE SYSTEM INTACT رفته و ENTER كنيد؛ البته كامپيوتر معمولا به طورپيش فرض روي گزينه ي آخر يا همان گزينه ي ششم مي رود. ساير گزينه ها مربوط به تغيير دادن نوع پارتيشن شماست كه بسته به نوع كاربرد و امنيت مورد نياز تغيير مي كند كه براي يك كاربر معمولي همان گزينه ي ششم مناسب است.
در مرحله ي بعد از شما خواسته مي شود تا براي كپي شدن فايل ها كمي صبر كنيد، يك ستون زرد رنگ شروع به پر شدن مي كند و پس از اتمام اين كار كامپيوتر براي دومين بار RESTART مي شود بعد از بالا آمدن خود به خود روي XP رفته و صفحه ي آغازين ويندوز براي اولين بار به نمايش در مي آيد در اين مرحله ماوس هم به كار مي افتد در سمت چپ تصوير و خلاصه اي از كارهايي كه تا كنون انجام شده و در حال انجام شدن هستند را براي شما مي نويسد بعد از اين مرحله كادر محاوره اي ديگري به نام:
WINDOWS XP PROFESSIONAL SETUP در مقابل شما ظاهر مي شود كه تنظيمات مربوطه به زبان را مي پرسد البته اين تنظيمات از قبل به طور پيش فرض انتخاب شده است و در غير اين صورت مي توانيد آن را تغيير دهيد و NEXT كنيد و نام و نام سازمان را كه به دلخواه شما ست را وارد كرده و نامي هم براي كامپيوترتان انتخاب كنيد البته در اينجا در قسمت انتخاب زبان اگر مايل باشيد مي توانيد زبان فارسي را انتخاب كنيد تا زبان فارسي هم در ويندوزتان نصب شود يا به اصطلاح ويندوزتان فارسي شود.

در مرحله بعد از شما ADMINISTRATOR PASSWORD را مي خواهيد كه آن هم بنا به ميل شما اگر مي خواهيد براي ويندوز كلمه عبور در نظر بگيريد تا فقط خودتان بتوانيد وارد آن شويد مي توانيد آن را هم وارد كنيد در غير اين صورت بدون وارد كردن چيزي فقط OK كنيد. صفحه ي بعد پيش كد شهر يا شهرستان محل سكونت شما براي برقراري ارتباط با اينترنت است كه پس از وارد كردن در دومين محل يعني AREA CODE، NEXT مي كنيد و سيستم را بنا به تن يا پالس بودن سيستم تلفن تان تغيير مي دهيد. در مرحله مربوط به تنظيمات تاريخ و زمان است و مرحله بعد از آن مربوط به نصب لوازم مربوط به شبكه يا INSTALLING NETWORKS است و كارهايي از جمله REGISTERING COMPENENTS و... را انجام مي دهد.
پس از انجام اين كارها كامپيوتر براي سومين بار RESTART مي شود و پس از روشن شدن در مقابل شما دو گزينه قرار مي گيرد:

MICROSOFT WINDOWS XP PROFESSIONAL سيستم عامل جديد

MICROSOFT WINDOWS 95/98/SE/ME سيستم عاملي كه قبلا روي كامپيوتر شما نصب بود

با انتخاب اولين گزينه وارد ويندوز تازه مي شويد در ابتدا XP براي ورود اولين بار به داخل اين محيط به شما خوش آمد گويي مي كند و چند سوال هم در مورد ارتباط با اينترنت از شما مي پرسد كه با جواب دادن به اين سوالات وارد مرحله بعدي يعني ورود به DESKTOP مي شويد، و مي توانيد برنامه هاي مورد نياز را نصب و شروع به كار نماييد

+ نوشته شده در  ساعت 20:22  توسط علی   |